desaturate

[ایالات متحده]/dɪˈsætʃ.ʊ.reɪt/
[بریتانیا]/dɪˈsætʃ.ʊ.reɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای کاهش اشباع یک رنگ یا ماده

عبارات و ترکیب‌ها

desaturate colors

حذف رنگ

desaturate image

حذف رنگ تصویر

desaturate tones

حذف تن

desaturate palette

حذف پالت

desaturate shades

حذف سایه‌ها

desaturate hues

حذف رنگدانه‌ها

desaturate brightness

حذف روشنایی

desaturate contrast

حذف کنتراست

desaturate saturation

حذف اشباع

desaturate filter

حذف فیلتر

جملات نمونه

we need to desaturate the colors in this image.

ما نیاز داریم رنگ‌ها را در این تصویر از حالت اشباع خارج کنیم.

desaturate the background to make the subject stand out.

زمینه را از حالت اشباع خارج کنید تا سوژه بیشتر خودنمایی کند.

can you desaturate the red tones in this photo?

آیا می توانید رنگ های قرمز را در این عکس از حالت اشباع خارج کنید؟

to create a vintage look, desaturate the colors slightly.

برای ایجاد یک ظاهر قدیمی، رنگ ها را کمی از حالت اشباع خارج کنید.

artists often desaturate their palette for a muted effect.

هنرمندان اغلب برای ایجاد یک جلوه ملایم، پالت خود را از حالت اشباع خارج می کنند.

desaturate the image before applying the filter.

قبل از اعمال فیلتر، تصویر را از حالت اشباع خارج کنید.

the designer decided to desaturate the logo for a modern feel.

طراح تصمیم گرفت لوگو را برای ایجاد یک حس مدرن از حالت اشباع خارج کند.

to enhance the mood, we should desaturate the colors in the scene.

برای افزایش حس و حال، باید رنگ ها را در صحنه از حالت اشباع خارج کنیم.

desaturate the image to focus on the composition.

برای تمرکز بر ترکیب بندی، تصویر را از حالت اشباع خارج کنید.

it’s important to desaturate the colors for a more professional look.

برای داشتن ظاهری حرفه ای تر، مهم است که رنگ ها را از حالت اشباع خارج کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید