designated

[ایالات متحده]/'dɛzɪg,net/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

به‌طور خاص منصوب‌شده; به‌طور رسمی واگذار شده
Word Forms
قسمت سوم فعلdesignated
زمان گذشتهdesignated

عبارات و ترکیب‌ها

designated area

منطقه تعیین شده

designated time

زمان تعیین شده

designated driver

راننده تعیین شده

designated parking

پارکینگ تعیین شده

designated meeting point

نقطه ملاقات تعیین شده

designated bank

بانک تعیین شده

designated location

مکان تعیین شده

جملات نمونه

he was designated as prime minister.

او به عنوان نخست‌وزیر تعیین شد.

They designated the new shopping centre York Plaza.

آنها مرکز خرید جدید York Plaza را تعیین کردند.

expects to be designated leader of the opposition;

انتظار می‌رود به عنوان رهبر مخالف تعیین شود;

majors designated for promotion to lieutenant colonel.

سرهنگ‌های ارشد که برای ارتقا به درجه سروان تعیین شده‌اند.

He was designated by the President as the next Secretary of State.

او توسط رئیس‌جمهور به عنوان وزیر امور خارجه بعدی تعیین شد.

He designated Smith as his successor.

او اسمیت را به عنوان جانشین خود تعیین کرد.

designated a location for the new hospital;

مکانی برای بیمارستان جدید تعیین شده است;

certain schools are designated ‘science schools’.

برخی از مدارس به عنوان 'مدارس علوم' تعیین شده‌اند.

tracts of land designated by the government as roadless areas.

مناطقی از زمین که توسط دولت به عنوان مناطق بدون جاده تعیین شده‌اند.

The chairman has designated her as his successor.

رئیس‌جلسه او را به عنوان جانشین خود تعیین کرده است.

a governor who impounded monies designated for the use of cities and towns.

یک فرماندار که وجوه تعیین شده برای استفاده شهرو روستاها را ضبط کرد.

in the absence of anyone more nearly related, I had been designated next of kin.

در نبود هر کسی که از نظر خویشاوندی نزدیک‌تر باشد، من به عنوان خویشاوند بعدی تعیین شده بودم.

Are drayage trucks required to enter and exit through a designated entrance and exit?

آیا کامیون‌های حمل و نقل باید از طریق ورودی و خروجی تعیین شده وارد و خارج شوند؟

The delivery of Mazut M100-75 shall be specified by the buyer at the designated discharge port.

تحویل مازوت M100-75 باید توسط خریدار در بندر تخلیه تعیین شده مشخص شود.

Unprovided Service: Accompanied game playing for designated games.

سرویس ارائه نشده: بازی همراه برای بازی‌های تعیین شده.

The gross proceeds raised should be deposited in a designated bank account of the permittee.

درآمد ناخالص جمع‌آوری شده باید در یک حساب بانکی تعیین شده از متقاضی واریز شود.

Secretly investigate mugwump of every state's government and fund condition that world financial organization embezzle designated fund;

به طور مخفیانه، وضعیت مالی هر ایالت و شرایطی را که سازمان مالی جهانی وجوه تعیین شده را اختلاس می‌کند، بررسی کنید.

lectotype According to the Code, a syntype designated as the single name-bearing type specimen subsequent to the establishment of a nominal species or subspecies.

نمونه لکتوتایپ طبق قانون، یک نمونه سینتایپ که به عنوان نمونه نوعی با نام واحد تعیین شده است، پس از ایجاد گونه یا زیرگونه اسمی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید