despatched

[ایالات متحده]/dɪsˈpætʃt/
[بریتانیا]/dɪsˈpæʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی یا چیزی را به مقصدی فرستادن؛ به سرعت با یک کار برخورد کردن
vi. به سرعت ترک کردن
n. یک ارسال یا اعزام

عبارات و ترکیب‌ها

despatched quickly

ارسال سریع

despatched immediately

ارسال فوری

despatched items

اقلام ارسال شده

despatched order

سفارش ارسال شده

despatched goods

کالا‌های ارسال شده

despatched package

بسته ارسال شده

despatched shipment

ارسال کالا

despatched delivery

تحویل ارسال شده

despatched today

امروز ارسال شد

despatched status

وضعیت ارسال

جملات نمونه

the package was despatched yesterday.

بسته فرستاده شد دیروز.

once the order is confirmed, it will be despatched promptly.

پس از تایید سفارش، به سرعت ارسال خواهد شد.

all items are despatched within 24 hours.

تمام اقلام ظرف 24 ساعت ارسال می شوند.

the goods were despatched to the wrong address.

کالاها به آدرس اشتباه ارسال شدند.

we ensure that all orders are despatched on time.

ما اطمینان حاصل می کنیم که همه سفارشات به موقع ارسال می شوند.

after being despatched, the shipment can be tracked online.

پس از ارسال، می توان محموله را به صورت آنلاین ردیابی کرد.

the team despatched the supplies to the remote area.

تیم لوازم را به منطقه دورافتاده ارسال کرد.

despatched items must be signed for upon delivery.

اقلام ارسال شده باید هنگام تحویل امضا شوند.

the report was despatched to all stakeholders.

گزارش برای همه ذینفعان ارسال شد.

they despatched a technician to fix the issue.

آنها یک تکنسین برای رفع مشکل اعزام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید