desulfonate

[ایالات متحده]/[ˈdesʌlfəʊneɪt]/
[بریتانیا]/[ˈdɛsʌlfəʊneɪt]/

ترجمه

v. ( transitiv) حذف گویا یا ترکیبات گویا را.
v. ( intransitiv) دچار دسولفوناسیون شدن.
n. یک ترکیب که دسولفوناسیون شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

desulfonate resin

رزن دسولفونه شده

desulfonated polymer

پلیمر دسولفونه شده

desulfonated product

محصول دسولفونه شده

will desulfonate

دسولفونه خواهد شد

desulfonates water

آب را دسولفونه می‌کند

desulfonated surface

سطح دسولفونه شده

desulfonated oil

نفت دسولفونه شده

جملات نمونه

we need to desulfonate the crude oil to improve its quality.

لازم است که نفت خام را دسولفونه کنیم تا کیفیت آن را بهبود بخشیم.

the process effectively desulfonates the feedstock.

این فرآیند مواد خام را به طور مؤثر دسولفونه می کند.

desulfonate the wastewater before discharging it.

پیش از تخلیص آن، پساب را دسولفونه کنید.

catalytic desulfonation is a common industrial method.

دسولفونه کاتالیستی یک روش صنعتی رایج است.

the goal is to desulfonate the product to meet regulations.

هدف این است که محصول را دسولفونه کنیم تا با مقررات مطابقت داشته باشد.

researchers are exploring new methods to desulfonate hydrocarbons.

پژوهشگران روش‌های جدیدی را برای دسولفونه کردن هیدروکربن‌ها مورد بررسی قرار می‌دهند.

the desulfonation unit requires regular maintenance.

واحد دسولفونه نیاز به نگهداری منظم دارد.

we will desulfonate the sample using a specialized reagent.

ما نمونه را با استفاده از یک ماده شیمیایی ویژه دسولفونه خواهیم کرد.

the extent of desulfonation was carefully monitored.

میزان دسولفونه با دقت نظارت می‌شود.

the catalyst promotes efficient desulfonation of the sulfur compounds.

کاتالیست دسولفونه مؤثر ترکیبات گوگرد را ترویج می‌دهد.

complete desulfonation is crucial for product stability.

دسولفونه کامل برای پایداری محصول ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید