detractors

[ایالات متحده]/dɪˈtræktəz/
[بریتانیا]/dɪˈtræktərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که انتقاد می‌کنند یا در مورد شخص یا چیزی بد صحبت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

detractors list

لیست منتقدان

detractors feedback

بازخورد منتقدان

detractors impact

تاثیر منتقدان

detractors opinion

نظر منتقدان

detractors voice

صدای منتقدان

detractors analysis

تحلیل منتقدان

detractors group

گروه منتقدان

detractors comments

نظرات منتقدان

detractors survey

نظرسنجی منتقدان

detractors response

پاسخ منتقدان

جملات نمونه

despite the detractors, she continued to pursue her dreams.

با وجود منتقدان، او به دنبال تحقق رویاهایش ادامه داد.

his detractors often criticize his leadership style.

منتقدان او اغلب از سبک رهبری او انتقاد می‌کنند.

detractors of the policy argue it will harm the economy.

منتقدان سیاست استدلال می‌کنند که به اقتصاد آسیب خواهد رساند.

she brushed off the comments from her detractors.

او نظرات منتقدانش را نادیده گرفت.

many detractors believe the project is a waste of resources.

بسیاری از منتقدان معتقدند که پروژه اتلاف منابع است.

his detractors claim he lacks experience.

منتقدان او ادعا می‌کنند که فاقد تجربه است.

despite the detractors, the team achieved great success.

با وجود منتقدان، تیم به موفقیت بزرگی دست یافت.

detractors often overlook the positive aspects of the initiative.

منتقدان اغلب جنبه‌های مثبت ابتکار را نادیده می‌گیرند.

she has learned to ignore her detractors and focus on her goals.

او یاد گرفته است که منتقدانش را نادیده بگیرد و بر اهداف خود تمرکز کند.

detractors of the film pointed out its unrealistic plot.

منتقدان فیلم به طرح غیرواقعی آن اشاره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید