rejecters of change
مرتکزهای تغییر
rejecters' views
نظرات مرتکزهای تغییر
rejecters emerge
مرتکزهای تغییر ظهور میکنند
rejecters' stance
موضع مرتکزهای تغییر
rejecters' reasons
دلایل مرتکزهای تغییر
the company actively seeks innovators, not rejecters of new ideas.
شرکت به طور فعال به دنبال نوآوران هست، نه افرادی که ایدههای جدید را رد میکنند.
we need to understand why some customers are rejecters of our product.
ما باید بفهمیم چرا برخی از مشتریان محصول ما را رد میکنند.
he was labeled a rejecter of progress by his colleagues.
او توسط همکارانش به عنوان یک شخصی که پیشرفت را رد میکند برچسب خورده بود.
the survey identified a group of staunch rejecters of the proposed changes.
این پرسشنامه گروهی از افرادی که تغییرات پیشنهادی را به شدت رد میکنند را شناسایی کرد.
are there any known rejecters of the merger plan within the team?
آیا در تیمی افرادی که طرح ادغام را رد میکنند وجود دارند؟
the politician appealed to potential rejecters of the policy with a compromise.
سیاستمدار با یک تسویهحساب، به افرادی که ممکن است قانون را رد کنند ترغیب کرد.
we must not alienate potential rejecters during the feedback process.
ما باید در فرآیند بازخورد، افرادی که ممکن است رد کنند را از دست ندهیم.
the marketing team targeted rejecters with a campaign addressing their concerns.
تیم بازاریابی با یک کمپین که نگرانیهای آنها را میپردازد، به افرادی که رد میکنند هدف قرار داد.
identifying rejecters early can help us refine our strategy.
شناسایی افرادی که رد میکنند در ابتدای کار میتواند به ما کمک کند تا استراتژیمان را بهبود بخشیم.
the project manager anticipated potential rejecters and sought their input.
مدیر پروژه افرادی که ممکن است رد کنند را پیشبینی کرد و نظرات آنها را جمعآوری کرد.
we need to understand the motivations of these rejecters.
ما باید دلایل این افرادی که رد میکنند را بفهمیم.
rejecters of change
مرتکزهای تغییر
rejecters' views
نظرات مرتکزهای تغییر
rejecters emerge
مرتکزهای تغییر ظهور میکنند
rejecters' stance
موضع مرتکزهای تغییر
rejecters' reasons
دلایل مرتکزهای تغییر
the company actively seeks innovators, not rejecters of new ideas.
شرکت به طور فعال به دنبال نوآوران هست، نه افرادی که ایدههای جدید را رد میکنند.
we need to understand why some customers are rejecters of our product.
ما باید بفهمیم چرا برخی از مشتریان محصول ما را رد میکنند.
he was labeled a rejecter of progress by his colleagues.
او توسط همکارانش به عنوان یک شخصی که پیشرفت را رد میکند برچسب خورده بود.
the survey identified a group of staunch rejecters of the proposed changes.
این پرسشنامه گروهی از افرادی که تغییرات پیشنهادی را به شدت رد میکنند را شناسایی کرد.
are there any known rejecters of the merger plan within the team?
آیا در تیمی افرادی که طرح ادغام را رد میکنند وجود دارند؟
the politician appealed to potential rejecters of the policy with a compromise.
سیاستمدار با یک تسویهحساب، به افرادی که ممکن است قانون را رد کنند ترغیب کرد.
we must not alienate potential rejecters during the feedback process.
ما باید در فرآیند بازخورد، افرادی که ممکن است رد کنند را از دست ندهیم.
the marketing team targeted rejecters with a campaign addressing their concerns.
تیم بازاریابی با یک کمپین که نگرانیهای آنها را میپردازد، به افرادی که رد میکنند هدف قرار داد.
identifying rejecters early can help us refine our strategy.
شناسایی افرادی که رد میکنند در ابتدای کار میتواند به ما کمک کند تا استراتژیمان را بهبود بخشیم.
the project manager anticipated potential rejecters and sought their input.
مدیر پروژه افرادی که ممکن است رد کنند را پیشبینی کرد و نظرات آنها را جمعآوری کرد.
we need to understand the motivations of these rejecters.
ما باید دلایل این افرادی که رد میکنند را بفهمیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید