detritivore

[ایالات متحده]/dɪˈtraɪtɪvɔː/
[بریتانیا]/dɪˈtraɪtɪˌvɔr/

ترجمه

n. یک ارگانیزم هتروتروف که بر روی دتریتوس و مواد آلی تجزیه شده تغذیه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

detritivore species

گونه‌های تجزیه‌کننده

detritivore organisms

سازمان‌های تجزیه‌کننده

detritivore role

نقش تجزیه‌کننده

detritivore diet

رژیم غذایی تجزیه‌کننده

detritivore community

جامعه تجزیه‌کننده

detritivore function

عملکرد تجزیه‌کننده

detritivore habitat

زیستگاه تجزیه‌کننده

detritivore interaction

تعامل تجزیه‌کننده

detritivore diversity

تنوع زیستی تجزیه‌کننده

detritivore populations

جمعیت تجزیه‌کننده

جملات نمونه

detritivores play a crucial role in the ecosystem.

خوارتری‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

many detritivores help decompose organic matter.

بسیاری از خوارتری‌ها به تجزیه مواد آلی کمک می‌کنند.

earthworms are common examples of detritivores.

کرم‌های خاکی نمونه‌های رایجی از خوارتری‌ها هستند.

detritivores contribute to nutrient cycling in soil.

خوارتری‌ها به چرخه‌ مواد مغذی در خاک کمک می‌کنند.

understanding detritivores is important for ecology studies.

درک خوارتری‌ها برای مطالعات اکولوژیکی مهم است.

detritivores can be found in various habitats.

خوارتری‌ها را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

some detritivores are essential for healthy composting.

برخی از خوارتری‌ها برای کمپوست‌سازی سالم ضروری هستند.

detritivores feed on dead organic material.

خوارتری‌ها از مواد آلی مرده تغذیه می‌کنند.

research on detritivores helps improve soil management.

تحقیقات در مورد خوارتری‌ها به بهبود مدیریت خاک کمک می‌کند.

detritivores are vital for breaking down waste in ecosystems.

خوارتری‌ها برای تجزیه زباله در اکوسیستم‌ها حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید