decomposer

[ایالات متحده]/ˌdiːkəmˈpəʊzə/
[بریتانیا]/ˌdiːkəmˈpoʊzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجود زنده‌ای که مواد آلی مرده را تجزیه می‌کند؛ دستگاهی که تسهیل‌کننده تجزیه است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

decomposer role

نقش تجزیه‌کننده

decomposer function

عملکرد تجزیه‌کننده

decomposer organisms

سازمان‌های تجزیه‌کننده

decomposer activity

فعالیت تجزیه‌کننده

decomposer species

گونه‌های تجزیه‌کننده

decomposer ecosystem

زیستگاه تجزیه‌کننده

decomposer community

جامعه تجزیه‌کننده

decomposer process

فرآیند تجزیه‌کننده

decomposer cycle

چرخه تجزیه‌کننده

جملات نمونه

a decomposer breaks down organic matter.

یک تجزیه‌کننده مواد آلی را تجزیه می‌کند.

fungi are important decomposers in the ecosystem.

قارچ‌ها تجزیه‌کننده‌های مهمی در اکوسیستم هستند.

decomposers recycle nutrients back into the soil.

تجزیه‌کننده‌ها مواد مغذی را دوباره به خاک باز می‌گردانند.

without decomposers, dead plants would accumulate.

بدون تجزیه‌کننده‌ها، گیاهان مرده تجمع می‌یافتند.

a healthy ecosystem relies on effective decomposers.

یک اکوسیستم سالم به تجزیه‌کننده‌های مؤثر متکی است.

decomposers play a crucial role in nutrient cycling.

تجزیه‌کننده‌ها نقش مهمی در چرخه‌ مواد مغذی ایفا می‌کنند.

earthworms are excellent decomposers of organic material.

کرم‌های خاکی تجزیه‌کننده‌های بسیار خوبی از مواد آلی هستند.

decomposers help maintain soil health and fertility.

تجزیه‌کننده‌ها به حفظ سلامت و حاصلخیزی خاک کمک می‌کنند.

the role of a decomposer is often overlooked.

نقش یک تجزیه‌کننده اغلب نادیده گرفته می‌شود.

in nature, every organism has a role, including decomposers.

در طبیعت، هر موجودی نقشی دارد، از جمله تجزیه‌کننده‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید