diaphanous

[ایالات متحده]/dʌɪˈæfənəs/
[بریتانیا]/daɪˈæfənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (از پارچه) سبک، ظریف و نیمه‌شفاف؛ شفاف یا نیمه‌شفاف

عبارات و ترکیب‌ها

diaphanous fabric

پارچه نازک و شفاف

diaphanous gown

لباس شب نازک و شفاف

diaphanous veil

حجاب نازک و شفاف

diaphanous curtains

پرده‌های نازک و شفاف

diaphanous wings

بال‌های نازک و شفاف

diaphanous dress

لباس نازک و شفاف

diaphanous light

نور نازک و شفاف

diaphanous material

جنس نازک و شفاف

diaphanous texture

بافت نازک و شفاف

diaphanous shawl

شال نازک و شفاف

جملات نمونه

the diaphanous fabric floated gracefully in the breeze.

پارچه نازک و شفاف به آرامی در نسیم شناور بود.

she wore a diaphanous gown that shimmered under the lights.

او یک لباس نازک و شفاف پوشیده بود که زیر نورها می‌درخشید.

the artist painted a diaphanous veil over the landscape.

هنرمند یک پوشش نازک و شفاف را بر روی منظره نقاشی کرد.

he admired the diaphanous beauty of the morning fog.

او زیبایی نازک و شفاف مه صبح را تحسین کرد.

the curtains were made of a diaphanous material.

پرده‌ها از موادی نازک و شفاف ساخته شده بودند.

she felt a diaphanous connection with the ocean.

او یک ارتباط نازک و شفاف با اقیانوس احساس کرد.

the diaphanous wings of the butterfly were mesmerizing.

بال‌های نازک و شفاف پروانه مسحور کننده بودند.

he gazed at the diaphanous clouds drifting across the sky.

او به ابرهای نازک و شفافی که در آسمان شناور بودند خیره شد.

the diaphanous lace added elegance to the dress.

ساربان نازک و شفاف ظرافت را به لباس اضافه کرد.

she admired the diaphanous layers of the cake.

او لایه‌های نازک و شفاف کیک را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید