diaphoreses

[ایالات متحده]/ˌdaɪəfəˈriːsɪs/
[بریتانیا]/ˌdaɪəfəˈriːsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترشح عرق؛ عرق‌ریزی بیش از حد، اغلب به دلایل پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

excessive diaphoresis

تعریق بیش از حد

diaphoresis treatment

درمان تعریق

nighttime diaphoresis

تعریق شبانه

diaphoresis symptoms

علائم تعریق

diaphoresis causes

علت های تعریق

diaphoresis management

مدیریت تعریق

diaphoresis assessment

ارزیابی تعریق

diaphoresis episodes

حملات تعریق

diaphoresis evaluation

ارزیابی تعریق

diaphoresis response

پاسخ به تعریق

جملات نمونه

diaphoresis can be a symptom of anxiety.

تعریق می‌تواند علامتی از اضطراب باشد.

during the workout, i experienced diaphoresis.

در طول تمرین، دچار تعریق شدم.

diaphoresis often occurs in hot weather.

تعریق اغلب در هوای گرم رخ می‌دهد.

the doctor noted diaphoresis during the examination.

پزشک در طول معاینه به تعریق اشاره کرد.

excessive diaphoresis can lead to dehydration.

تعریق بیش از حد می‌تواند منجر به کم آبی بدن شود.

diaphoresis may indicate a medical condition.

تعریق ممکن است نشان‌دهنده یک مشکل پزشکی باشد.

she wiped her forehead due to diaphoresis.

به دلیل تعریق، پیشانی خود را پاک کرد.

he experienced diaphoresis while waiting for the results.

در حالی که منتظر نتایج بود، دچار تعریق شد.

diaphoresis can be triggered by stress or fear.

تعریق می‌تواند توسط استرس یا ترس تحریک شود.

after the fever, she had persistent diaphoresis.

پس از تب، دچار تعریق مداوم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید