diarrheas

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈrɪə/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایط داشتن حرکات روده‌ای مکرر و آبکی؛ بیماری که با اسهال شدید مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

acute diarrhea

اسهال حاد

chronic diarrhea

اسهال مزمن

diarrhea treatment

درمان اسهال

diarrhea symptoms

علائم اسهال

diarrhea causes

علت اسهال

diarrhea prevention

پیشگیری از اسهال

diarrhea management

مدیریت اسهال

diarrhea outbreak

شیوع اسهال

diarrhea diet

رژیم غذایی برای اسهال

diarrhea medication

دارو برای اسهال

جملات نمونه

he has been suffering from diarrhea for two days.

او دو روز است که از اسهال رنج می برد.

diarrhea can lead to dehydration if not treated.

در صورت عدم درمان، اسهال می‌تواند منجر به کم‌آبی شود.

she took medication to relieve her diarrhea.

او برای رفع اسهال خود دار مصرف کرد.

eating spoiled food can cause diarrhea.

خوردن غذای فاسد شده می تواند باعث اسهال شود.

he was unable to attend the meeting due to diarrhea.

او به دلیل اسهال نتوانست در جلسه شرکت کند.

diarrhea is a common symptom of food poisoning.

اسهال یک علامت شایع مسمومیت غذایی است.

you should drink plenty of fluids when you have diarrhea.

هنگامی که اسهال دارید باید مقدار زیادی مایعات بنوشید.

children are more susceptible to diarrhea.

کودکان بیشتر در معرض ابتلا به اسهال هستند.

she experienced diarrhea after traveling abroad.

او پس از سفر به خارج از کشور دچار اسهال شد.

consult a doctor if diarrhea persists for more than 48 hours.

اگر اسهال بیش از 48 ساعت طول کشید با پزشک مشورت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید