runs late
دیر میرسد
runs a business
یک کسب و کار اداره میکند
runs fast
سریع میدود
runs deep
عمیق است
runs out
تمام میشود
runs well
خوب میدود
runs smoothly
به خوبی پیش میرود
runs on
به کار ادامه میدهد
runs into
برخورد میکند با
runs the risk
خطرات را به جان میخرد
the marathon runner runs twenty miles every weekend.
ماراتندو، هر هفته بيست مایل میدود.
does the river runs through the heart of the city?
آیا رودخانه از قلب شهر عبور میکند؟
the business runs smoothly under her leadership.
کسب و کار تحت رهبری او به خوبی پیش میرود.
he runs a small bakery downtown.
او یک نانوایی کوچک در مرکز شهر اداره میکند.
the software runs on windows and macos.
نرمافزار روی ویندوز و مکاواس اجرا میشود.
the play runs for two weeks at the theater.
نمایش به مدت دو هفته در تئاتر اجرا میشود.
my computer runs slowly these days.
کامپیوتر من این روزها کند کار میکند.
the train runs late due to the storm.
قطار به دلیل طوفان با تاخیر حرکت میکند.
she runs a successful online store.
او یک فروشگاه آنلاین موفق اداره میکند.
the program runs automatically at startup.
برنامه به طور خودکار در هنگام راهاندازی اجرا میشود.
he runs the risk of losing his job.
او خطر از دست دادن شغل خود را به جان میخرد.
the company runs a series of workshops.
شرکت یک سری کارگاه آموزشی برگزار میکند.
runs late
دیر میرسد
runs a business
یک کسب و کار اداره میکند
runs fast
سریع میدود
runs deep
عمیق است
runs out
تمام میشود
runs well
خوب میدود
runs smoothly
به خوبی پیش میرود
runs on
به کار ادامه میدهد
runs into
برخورد میکند با
runs the risk
خطرات را به جان میخرد
the marathon runner runs twenty miles every weekend.
ماراتندو، هر هفته بيست مایل میدود.
does the river runs through the heart of the city?
آیا رودخانه از قلب شهر عبور میکند؟
the business runs smoothly under her leadership.
کسب و کار تحت رهبری او به خوبی پیش میرود.
he runs a small bakery downtown.
او یک نانوایی کوچک در مرکز شهر اداره میکند.
the software runs on windows and macos.
نرمافزار روی ویندوز و مکاواس اجرا میشود.
the play runs for two weeks at the theater.
نمایش به مدت دو هفته در تئاتر اجرا میشود.
my computer runs slowly these days.
کامپیوتر من این روزها کند کار میکند.
the train runs late due to the storm.
قطار به دلیل طوفان با تاخیر حرکت میکند.
she runs a successful online store.
او یک فروشگاه آنلاین موفق اداره میکند.
the program runs automatically at startup.
برنامه به طور خودکار در هنگام راهاندازی اجرا میشود.
he runs the risk of losing his job.
او خطر از دست دادن شغل خود را به جان میخرد.
the company runs a series of workshops.
شرکت یک سری کارگاه آموزشی برگزار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید