runs

[ایالات متحده]/[rʌnz]/
[بریتانیا]/[rʌnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت حرکت کردن یا با سرعت بالا؛ کار کردن یا عمل کردن؛ مسئولیت داشتن یا مدیریت کردن؛ جریان داشتن؛ در یک مسابقه یا انتخابات رقابت کردن.
n. مجموعه‌ای از وقایع که یک دنباله پیوسته را تشکیل می‌دهند؛ نتیجه‌ای که توسط یک بازیکن در کریکت کسب شده است؛ یک سفر یا سفر منظم، به ویژه برای تحویل کالاها یا خدمات.

عبارات و ترکیب‌ها

runs late

دیر می‌رسد

runs a business

یک کسب و کار اداره می‌کند

runs fast

سریع می‌دود

runs deep

عمیق است

runs out

تمام می‌شود

runs well

خوب می‌دود

runs smoothly

به خوبی پیش می‌رود

runs on

به کار ادامه می‌دهد

runs into

برخورد می‌کند با

runs the risk

خطرات را به جان می‌خرد

جملات نمونه

the marathon runner runs twenty miles every weekend.

ماراتن‌دو، هر هفته بيست مایل می‌دود.

does the river runs through the heart of the city?

آیا رودخانه از قلب شهر عبور می‌کند؟

the business runs smoothly under her leadership.

کسب و کار تحت رهبری او به خوبی پیش می‌رود.

he runs a small bakery downtown.

او یک نانوایی کوچک در مرکز شهر اداره می‌کند.

the software runs on windows and macos.

نرم‌افزار روی ویندوز و مک‌اواس اجرا می‌شود.

the play runs for two weeks at the theater.

نمایش به مدت دو هفته در تئاتر اجرا می‌شود.

my computer runs slowly these days.

کامپیوتر من این روزها کند کار می‌کند.

the train runs late due to the storm.

قطار به دلیل طوفان با تاخیر حرکت می‌کند.

she runs a successful online store.

او یک فروشگاه آنلاین موفق اداره می‌کند.

the program runs automatically at startup.

برنامه به طور خودکار در هنگام راه‌اندازی اجرا می‌شود.

he runs the risk of losing his job.

او خطر از دست دادن شغل خود را به جان می‌خرد.

the company runs a series of workshops.

شرکت یک سری کارگاه آموزشی برگزار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید