diathermally

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈθɜːməli/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈθɜːrməli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که اجازه عبور گرما را به وسیله هدایت حرارتی می‌دهد؛ به وسیله یا با استفاده از دیاترمی (درمان پزشکی که از جریان‌های الکتریکی با فرکانس بالا برای تولید گرما در بافت‌های بدن استفاده می‌کند)

عبارات و ترکیب‌ها

treated diathermally

درمان شده با دیاترمی

applied diathermally

کاربرد دیاترمی

diathermally coagulated

کوآگوله شده با دیاترمی

جملات نمونه

the two compartments are diathermally connected, allowing heat to flow freely between them.

دو بخش به صورت دیاترمالی به هم متصل هستند و اجازه می‌دهند گرما به طور آزاد بین آنها جریان یابد.

in thermodynamics, a diathermally isolated system cannot exchange heat with its surroundings.

در ترمودینامیک، یک سیستم دیاترمالی ایزوله نمی‌تواند گرما را با محیط خود تبادل کند.

the diathermally permeable membrane allows thermal energy transfer without material exchange.

غشای دیاترمالی نفوذپذیر، انتقال انرژی حرارتی را بدون تبادل مواد امکان‌پذیر می‌کند.

scientists use diathermally closed containers to study systems in thermal equilibrium.

دانشمندان از ظروف دیاترمالی بسته برای مطالعه سیستم‌های در تعادل حرارتی استفاده می‌کنند.

the partition between the chambers is diathermally active, facilitating temperature equalization.

پارتیشن بین اتاقک‌ها فعالیت دیاترمالی دارد و این امر تعادل دما را تسهیل می‌کند.

for accurate measurements, the system must remain diathermally isolated from external heat sources.

برای اندازه‌گیری‌های دقیق، سیستم باید از منابع گرمای خارجی به صورت دیاترمالی ایزوله بماند.

a diathermally conductive interface ensures efficient heat transfer between the components.

یک رابط دیاترمالی رسانا، انتقال گرما بین اجزا را به طور کارآمد تضمین می‌کند.

the experimental apparatus maintains diathermal separation while enabling precise thermal monitoring.

دستگاه آزمایشی از جدایش دیاترمالی حفظ می‌کند در حالی که نظارت حرارتی دقیق را امکان‌پذیر می‌سازد.

engineers designed the device to be diathermally responsive to environmental temperature changes.

مهندسان دستگاه را به گونه‌ای طراحی کرده‌اند که به تغییرات دما محیطی پاسخ دهد.

in diathermally controlled experiments, temperature regulation must be extremely precise.

در آزمایش‌های کنترل‌شده دیاترمالی، تنظیم دما باید بسیار دقیق باشد.

the diathermal properties of this alloy make it suitable for heat exchange applications.

خواص دیاترمالی این آلیاژ آن را مناسب برای کاربردهای تبادل گرما می‌کند.

Persian_translation

when systems are diathermally coupled, thermal interactions become significant factors.

وقتی سیستم‌ها به صورت دیاترمالی متصل هستند، تعاملات حرارتی عوامل مهمی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید