digitalized

[ایالات متحده]/ˈdɪdʒɪtəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈdɪdʒɪtəlaɪzd/

ترجمه

adj. به شکل دیجیتال تبدیل شده
v. (past participle) دیجیتالی شده؛ به فرمت دیجیتال تبدیل شده؛ با دیژیتالیس درمان شده

عبارات و ترکیب‌ها

digitalized content

محتوای دیجیتالی‌شده

digitalized records

سوابق دیجیتالی‌شده

being digitalized

در حال دیجیتالی‌شدن

fully digitalized

به طور کامل دیجیتالی‌شده

digitalized library

کتابخانه دیجیتالی‌شده

digitalized process

فرآیند دیجیتالی‌شدن

digitalized image

تصویر دیجیتالی‌شده

digitalized system

سیستم دیجیتالی‌شده

digitalized archive

بایگانی دیجیتالی‌شده

جملات نمونه

the library has been digitalized, making research much easier.

کتابخانه دیجیتالی شده است که انجام تحقیقات را بسیار آسان‌تر می‌کند.

the museum's collection has been fully digitalized and is now online.

مجموعه موزه به طور کامل دیجیتالی شده و اکنون آنلاین است.

we need to digitalize our records for better data management.

ما نیاز داریم سوابق خود را دیجیتالی کنیم تا مدیریت داده‌ها بهتر شود.

the entire archive was digitalized to preserve historical documents.

کل آرشیو برای حفظ اسناد تاریخی دیجیتالی شد.

the manufacturing process is being digitalized with new technology.

فرآیند تولید با استفاده از فناوری جدید در حال دیجیتالی شدن است.

the government is working to digitalize public services for citizens.

دولت در تلاش است تا خدمات عمومی را برای شهروندان دیجیتالی کند.

the music industry has been significantly digitalized over the years.

صنعت موسیقی در طول سال‌ها به طور قابل توجهی دیجیتالی شده است.

the patient's medical records were digitalized for efficient access.

سوابق پزشکی بیمار برای دسترسی آسان دیجیتالی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید