digress

[ایالات متحده]/daɪˈɡres/
[بریتانیا]/daɪˈɡres/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. از موضوع اصلی منحرف شدن؛ به یک انحراف رفتن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdigressing
قسمت سوم فعلdigressed
شکل سوم شخص مفردdigresses
زمان گذشتهdigressed
جمعdigresses

جملات نمونه

digress from the point

منحرف شدن از موضوع

digressing from the principal topic;

منحرف شدن از موضوع اصلی;

digress from your subject

منحرف شدن از موضوع خود

digress from the subject under discussion

منحرف شدن از موضوع مورد بحث

I have digressed a little from my original plan.

من کمی از طرح اصلی خود منحرف شده ام.

Let me digress for a moment and explain what had happened previously.

اجازه دهید برای لحظه ای منحرف شوم و توضیح دهم چه اتفاقی قبلاً افتاده است.

The old professor used to digress from his subject for a moment to tell his students a funny story.

استاد پیر اغلب برای لحظه ای از موضوع خود منحرف می شد تا داستان خنده داری برای دانش آموزان خود تعریف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید