dillydallier at heart
دلتنگ درونی
classic dillydallier
دِلیدالیِر کلاسیک
dillydallier behavior
رفتار دِلیدالیِر
not a dillydallier
یک دِلیدالیِر نیست
dillydallier mentality
ذهنیت دِلیدالیِر
dillydallier tendencies
گرایشات دِلیدالیِر
be a dillydallier
یک دِلیدالیِر باشید
calling a dillydallier
تماس با یک دِلیدالیِر
dillydallier habits
عادتهای دِلیدالیِر
avoid dillydallier
از دِلیدالیِر اجتناب کنید
stop being a dillydallier and finish your work.
دیگه بهونه نیار و کارتو تموم کن.
he is such a dillydallier that he always misses deadlines.
او آنقدر بهانه بگیر است که همیشه مهلتها را از دست میدهد.
don't be a dillydallier when it comes to making decisions.
وقتی صحبت از تصمیمگیری میشود، بهونه نیار.
as a dillydallier, she often finds herself in trouble.
به دلیل بهانه گرفتن، اغلب دچار مشکل میشود.
being a dillydallier can lead to missed opportunities.
بهانه گرفتن میتواند منجر به از دست دادن فرصتها شود.
my friend is a dillydallier when it comes to planning trips.
دوست من در مورد برنامهریزی سفرها بهانهگیر است.
she needs to stop being a dillydallier if she wants to succeed.
اگر میخواهد موفق باشد، باید دست از بهانه گرفتن بردارد.
we can't afford to have a dillydallier on our team.
نمیتوانیم یک بهانهگیر را در تیم خود داشته باشیم.
his dillydallier habits are affecting his performance.
عادتهای بهانهگیریاش بر عملکردش تأثیر میگذارد.
dillydallier at heart
دلتنگ درونی
classic dillydallier
دِلیدالیِر کلاسیک
dillydallier behavior
رفتار دِلیدالیِر
not a dillydallier
یک دِلیدالیِر نیست
dillydallier mentality
ذهنیت دِلیدالیِر
dillydallier tendencies
گرایشات دِلیدالیِر
be a dillydallier
یک دِلیدالیِر باشید
calling a dillydallier
تماس با یک دِلیدالیِر
dillydallier habits
عادتهای دِلیدالیِر
avoid dillydallier
از دِلیدالیِر اجتناب کنید
stop being a dillydallier and finish your work.
دیگه بهونه نیار و کارتو تموم کن.
he is such a dillydallier that he always misses deadlines.
او آنقدر بهانه بگیر است که همیشه مهلتها را از دست میدهد.
don't be a dillydallier when it comes to making decisions.
وقتی صحبت از تصمیمگیری میشود، بهونه نیار.
as a dillydallier, she often finds herself in trouble.
به دلیل بهانه گرفتن، اغلب دچار مشکل میشود.
being a dillydallier can lead to missed opportunities.
بهانه گرفتن میتواند منجر به از دست دادن فرصتها شود.
my friend is a dillydallier when it comes to planning trips.
دوست من در مورد برنامهریزی سفرها بهانهگیر است.
she needs to stop being a dillydallier if she wants to succeed.
اگر میخواهد موفق باشد، باید دست از بهانه گرفتن بردارد.
we can't afford to have a dillydallier on our team.
نمیتوانیم یک بهانهگیر را در تیم خود داشته باشیم.
his dillydallier habits are affecting his performance.
عادتهای بهانهگیریاش بر عملکردش تأثیر میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید