discernible

[ایالات متحده]/dɪˈsɜːnəbl/
[بریتانیا]/dɪˈsɜːrnəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تشخیص؛ واضح

جملات نمونه

no discernible difference in quality.

تفاوت قابل توجهی در کیفیت وجود ندارد.

this duality of purpose was discernible in the appointments.

این دوگانگی هدف در انتصاب‌ها قابل تشخیص بود.

a discernible change in the weather

تغییر قابل توجهی در هوا.

The difference between the two is readily discernible.

تفاوت بین این دو به راحتی قابل تشخیص است.

The skyline is easily discernible even at a distance of several miles.

خط افق حتی در فاصله چند مایلی نیز به راحتی قابل تشخیص است.

The newspaper reports no discernible progress in the negotiations.

روزنامه از هیچ پیشرفت قابل توجهی در مذاکرات گزارش نمی‌کند.

Her face was barely discernible in the gloom.

چهره‌اش در تاریکی به سختی قابل تشخیص بود.

his work showed a discernible bias towards philosophy.

کارهای او نشان داد که تعصب قابل توجهی به سمت فلسفه وجود دارد.

There is a discernible stylistic affinity between the compositions of Brahms and those of Dvo– ák.

یک همبستگی سبکی قابل تشخیص بین آثار برامس و اثراتی از دووراک وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید