disclosed

[ایالات متحده]/dɪsˈkləʊzd/
[بریتانیا]/dɪsˈkloʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی disclose؛ فاش کردن؛ شناخته شده ساختن؛ نمایان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

disclosed information

اطلاعات افشا شده

disclosed details

جزئیات افشا شده

disclosed data

داده‌های افشا شده

disclosed findings

یافته‌های افشا شده

disclosed evidence

دلایل افشا شده

disclosed reports

گزارش‌های افشا شده

disclosed facts

حقایق افشا شده

disclosed documents

اسناد افشا شده

disclosed agreements

توافقات افشا شده

disclosed sources

منابع افشا شده

جملات نمونه

the company disclosed its financial results yesterday.

شرکت دیروز نتایج مالی خود را اعلام کرد.

she disclosed her plans to move abroad.

او برنامه‌های خود را برای مهاجرت به خارج از کشور اعلام کرد.

the report disclosed several key findings.

گزارش یافته‌های کلیدی متعددی را نشان داد.

he disclosed the secret to his closest friends.

او راز را با نزدیک‌ترین دوستان خود فاش کرد.

the investigation disclosed evidence of fraud.

تحقیقات شواهدی از تقلب را نشان داد.

they disclosed the details of the agreement.

آنها جزئیات توافق را فاش کردند.

the scientist disclosed her findings at the conference.

دانشمند یافته‌های خود را در کنفرانس اعلام کرد.

new documents were disclosed during the trial.

مدارک جدیدی در طول محاکمه فاش شد.

the organization disclosed its annual report to the public.

سازمان گزارش سالانه خود را برای عموم منتشر کرد.

he disclosed his identity after the event.

او هویت خود را پس از رویداد فاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید