disclosed information
اطلاعات افشا شده
disclosed details
جزئیات افشا شده
disclosed data
دادههای افشا شده
disclosed findings
یافتههای افشا شده
disclosed evidence
دلایل افشا شده
disclosed reports
گزارشهای افشا شده
disclosed facts
حقایق افشا شده
disclosed documents
اسناد افشا شده
disclosed agreements
توافقات افشا شده
disclosed sources
منابع افشا شده
the company disclosed its financial results yesterday.
شرکت دیروز نتایج مالی خود را اعلام کرد.
she disclosed her plans to move abroad.
او برنامههای خود را برای مهاجرت به خارج از کشور اعلام کرد.
the report disclosed several key findings.
گزارش یافتههای کلیدی متعددی را نشان داد.
he disclosed the secret to his closest friends.
او راز را با نزدیکترین دوستان خود فاش کرد.
the investigation disclosed evidence of fraud.
تحقیقات شواهدی از تقلب را نشان داد.
they disclosed the details of the agreement.
آنها جزئیات توافق را فاش کردند.
the scientist disclosed her findings at the conference.
دانشمند یافتههای خود را در کنفرانس اعلام کرد.
new documents were disclosed during the trial.
مدارک جدیدی در طول محاکمه فاش شد.
the organization disclosed its annual report to the public.
سازمان گزارش سالانه خود را برای عموم منتشر کرد.
he disclosed his identity after the event.
او هویت خود را پس از رویداد فاش کرد.
disclosed information
اطلاعات افشا شده
disclosed details
جزئیات افشا شده
disclosed data
دادههای افشا شده
disclosed findings
یافتههای افشا شده
disclosed evidence
دلایل افشا شده
disclosed reports
گزارشهای افشا شده
disclosed facts
حقایق افشا شده
disclosed documents
اسناد افشا شده
disclosed agreements
توافقات افشا شده
disclosed sources
منابع افشا شده
the company disclosed its financial results yesterday.
شرکت دیروز نتایج مالی خود را اعلام کرد.
she disclosed her plans to move abroad.
او برنامههای خود را برای مهاجرت به خارج از کشور اعلام کرد.
the report disclosed several key findings.
گزارش یافتههای کلیدی متعددی را نشان داد.
he disclosed the secret to his closest friends.
او راز را با نزدیکترین دوستان خود فاش کرد.
the investigation disclosed evidence of fraud.
تحقیقات شواهدی از تقلب را نشان داد.
they disclosed the details of the agreement.
آنها جزئیات توافق را فاش کردند.
the scientist disclosed her findings at the conference.
دانشمند یافتههای خود را در کنفرانس اعلام کرد.
new documents were disclosed during the trial.
مدارک جدیدی در طول محاکمه فاش شد.
the organization disclosed its annual report to the public.
سازمان گزارش سالانه خود را برای عموم منتشر کرد.
he disclosed his identity after the event.
او هویت خود را پس از رویداد فاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید