divulged

[ایالات متحده]/dɪˈvʌldʒd/
[بریتانیا]/dɪˈvʌldʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شناساندن (اطلاعات خصوصی یا حساس)؛ فاش کردن یا افشا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

divulged secrets

افشای اسرار

divulged information

افشای اطلاعات

divulged details

افشای جزئیات

divulged plans

افشای برنامه ها

divulged facts

افشای حقایق

divulged findings

افشای یافته ها

divulged data

افشای داده ها

divulged identities

افشای هویت ها

divulged evidence

افشای مدارک

divulged sources

افشای منابع

جملات نمونه

the secret was finally divulged to the public.

راز نهایتاً برای عموم فاش شد.

she reluctantly divulged her plans for the future.

او با اکراه برنامه‌های خود را برای آینده فاش کرد.

he divulged information that could harm the company.

او اطلاعاتی را فاش کرد که می‌توانست به شرکت آسیب برساند.

the detective divulged crucial details about the case.

مامور پلیس جزئیات مهمی در مورد پرونده فاش کرد.

during the interview, she divulged her previous work experience.

در طول مصاحبه، او تجربه کاری قبلی خود را فاش کرد.

they were hesitant to divulge their personal data.

آنها در به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی خود مردد بودند.

the author finally divulged the inspiration behind her novel.

نویسنده نهایتاً الهام پشت رمان خود را فاش کرد.

he divulged the details of the agreement to his friends.

او جزئیات توافق را برای دوستانش فاش کرد.

after much persuasion, she divulged her secret recipe.

پس از اصرار زیاد، او دستور پخت مخفی خود را فاش کرد.

the whistleblower divulged information about corporate fraud.

افشاگر اطلاعاتی در مورد تقلب شرکتی فاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید