discriminators

[ایالات متحده]/[dɪˈskrɪmɪneɪtəz]/
[بریتانیا]/[dɪˈskrɪmɪˌneɪt̬ərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که تفکیک می‌کند؛ یک دستگاه یا مدار که بین سیگنال‌ها یا شرایط مختلف تمایز قایل می‌شود؛ یک ویژگی یا ویژگی که برای تمایز بین چیزها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

discriminators matter

دیسکریمینیتورها اهمیت دارند

using discriminators

استفاده از دیسکریمینیتورها

discriminator design

طراحی دیسکریمینیتور

discriminators identified

دیسکریمینیتورها شناسایی شدند

complex discriminators

دیسکریمینیتورهای پیچیده

discriminator features

ویژگی‌های دیسکریمینیتور

trained discriminators

دیسکریمینیتورهای آموزش دیده

discriminator performance

عملکرد دیسکریمینیتور

discriminators improved

دیسکریمینیتورها بهبود یافتند

good discriminators

دیسکریمینیتورهای خوب

جملات نمونه

the ai model used discriminators to distinguish between real and fake images.

مدل هوش مصنوعی از دیسکریمیناتورها برای تمیز کردن بین تصاویر واقعی و مصنوعی استفاده کرد.

we trained the neural network with multiple discriminators for improved performance.

ما شبکه عصبی را با چند دیسکریمیناتور برای بهبود عملکرد آموزش دادیم.

the discriminator's role is to evaluate the generator's output in gans.

وظیفه دیسکریمیناتور ارزیابی خروجی ژنراتور در گان‌هاست.

adversarial training involves a generator and a discriminator competing against each other.

آموزش مبادیه‌ای شامل یک ژنراتور و یک دیسکریمیناتور که علیه هم رقابت می‌کنند.

the discriminator provided valuable feedback to the generator during training.

دیسکریمیناتور در طول آموزش بازخورد ارزشمندی به ژنراتور ارائه کرد.

we compared the performance of different discriminator architectures.

ما عملکرد ساختارهای مختلف دیسکریمیناتور را با هم مقایسه کردیم.

the discriminator learned to identify subtle differences in the data.

دیسکریمیناتور یاد گرفت تا تفاوت‌های ظریف در داده‌ها را تشخیص دهد.

a well-designed discriminator is crucial for successful gan training.

یک دیسکریمیناتور خوب طراحی شده برای آموزش موفق گان ضروری است.

the discriminator's loss function guided the generator's learning process.

تابع زیان دیسکریمیناتور فرآیند یادگیری ژنراتور را راهنمایی کرد.

we used a convolutional discriminator for image generation tasks.

ما یک دیسکریمیناتور کانولوشنی برای وظایف تولید تصویر استفاده کردیم.

the discriminator's accuracy improved as the training progressed.

دقت دیسکریمیناتور با پیشرفت آموزش بهبود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید