disenfranchise

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈfræntʃaɪz/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈfræntʃaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: محروم کردن از حق رأی، پایان دادن به امتیاز.
Word Forms
قسمت سوم فعلdisenfranchised
زمان گذشتهdisenfranchised
شکل سوم شخص مفردdisenfranchises
صفت یا فعل حال استمراریdisenfranchising

جملات نمونه

people who are socially disenfranchised by class.

افرادی که به دلیل طبقه از نظر اجتماعی بی‌حق شده‌اند.

the move would disenfranchise the disabled from using the town centre.

این اقدام باعث محرومیت افراد معلول از استفاده از مرکز شهر می شود.

White supremacists devise new methods to disenfranchise Negroes.

حامیان برتری سفیدپوست روش‌های جدیدی برای بی‌حق کردن سیاه‌پوستان ابداع می‌کنند.

the law disenfranchised some 3,000 voters on the basis of a residence qualification.

قانون باعث بی‌حق شدن حدود 3000 رای‌دهنده بر اساس شرط اقامت شد.

Many people feel disenfranchised by the political system.

بسیاری از مردم احساس می‌کنند که توسط سیستم سیاسی بی‌حق شده‌اند.

The new law could disenfranchise certain minority groups.

قانون جدید ممکن است گروه‌های اقلیت خاصی را بی‌حق کند.

Voter ID laws have been criticized for disenfranchising marginalized communities.

قوانین شناسایی رای‌دهندگان به دلیل بی‌حق کردن جوامع حاشیه ای مورد انتقاد قرار گرفته اند.

The policy change could disenfranchise a large number of low-income families.

تغییر سیاست ممکن است تعداد زیادی از خانواده‌های کم‌درآمد را بی‌حق کند.

The decision to close polling stations may disenfranchise elderly voters.

تصمیم به بستن مراکز رای گیری ممکن است رای دهندگان مسن را بی‌حق کند.

The company's discriminatory practices have disenfranchised employees of color.

رفتار تبعیض آمیز شرکت باعث بی‌حق شدن کارمندان رنگی شده است.

Some argue that requiring a specific form of identification disenfranchises certain groups.

برخی استدلال می کنند که نیاز به یک نوع خاص از شناسنامه باعث بی حقوق شدن گروه های خاصی می شود.

The policy change was seen as an attempt to disenfranchise certain communities.

تغییر سیاست به عنوان تلاشی برای بی‌حق کردن جوامع خاص دیده شد.

Disenfranchisement can lead to feelings of powerlessness and alienation.

بی‌حق شدن می تواند منجر به احساس ناتوانی و بیگانگی شود.

Efforts are being made to address the disenfranchisement of certain groups in society.

تلاش هایی برای رسیدگی به بی حقوقی گروه های خاص در جامعه انجام می شود.

نمونه‌های واقعی

The crown raises the disenfranchised to Royal — even Saintly status.

تاج، افراد محروم را به مقام سلطنتی - حتی موقعیت مقدس - ارتقا می‌دهد.

منبع: Secrets of Masterpieces

We're tired of being politically disenfranchised.

ما از اینکه به طور سیاسی بی‌حق شده‌ایم خسته شده‌ایم.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

And a very sad group of people is trying to disenfranchise that group of people.

و گروه بسیار ناراحت از مردم در تلاشند تا آن گروه از مردم را بی‌حق کنند.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

As a disenfranchised group, women had no voice in the laws that affected their– or anyone else's– lives.

به عنوان یک گروه بی‌حق، زنان هیچ صدایی در قوانینی که بر زندگی آنها - یا زندگی هر کسی دیگر - تأثیر می‌گذاشت نداشتند.

منبع: TED-Ed (video version)

Can you talk about what you mean by disenfranchised royals? I mean, why do they feel left out?

می‌توانید در مورد آنچه با بی‌حق شدن اشراف می‌گویید صحبت کنید؟ من می‌خواهم بدانم چرا احساس می‌کنند کنار گذاشته شده‌اند؟

منبع: NPR News March 2020 Collection

They said that thousands of voters were disenfranchised by holding the primary in the midst of the coronavirus crisis.

آنها گفتند که برگزاری انتخابات مقدماتی در بحران ویروس کرونا باعث بی‌حق شدن هزاران رای‌دهنده شد.

منبع: PBS English News

The crisis of socialist mismanagement in Venezuela deepened, speeding up a mass exodus of its hungry and disenfranchised people.

بحران سوء مدیریت سوسیالیستی در ونزوئلا عمیق‌تر شد و باعث تسریع خروج دسته جمعی مردم گرسنه و بی‌حق آن شد.

منبع: The Economist (Summary)

She did all this while disenfranchised herself.

او در حالی که خود را بی‌حق می‌کرد، همه این کارها را انجام داد.

منبع: TED-Ed (video version)

Urban violence happens among the most disadvantaged and disenfranchised among us.

خشونت شهری در میان آسیب‌پذیرترین و بی‌حق‌ترین افراد ما رخ می‌دهد.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2020 Collection

'Cause the disenfranchised immigrant serving the spoiled white girl would have no reason to lie.

چون مهاجر بی‌حق که دختر سفیدپوست خودخواه را استخدام می‌کند، دلیلی برای دروغ گفتن ندارد.

منبع: 2 Broke Girls Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید