disenrolling

[ایالات متحده]/dɪsɪnˈrəʊlɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsɪnˈroʊlɪŋ/

ترجمه

v. کسی را از فهرست اعضا یا دانش‌آموزان حذف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

disenrolling students

حذف نام دانشجویان

disenrolling courses

حذف دروس

disenrolling members

حذف اعضا

disenrolling participants

حذف شرکت‌کنندگان

disenrolling clients

حذف مشتریان

disenrolling applicants

حذف متقاضیان

disenrolling users

حذف کاربران

disenrolling services

حذف خدمات

disenrolling programs

حذف برنامه‌ها

جملات نمونه

the school is considering disenrolling students who do not meet academic standards.

مدارس در حال بررسی اخراج دانشجویانی هستند که استانداردهای تحصیلی را برآورده نمی کنند.

disenrolling from the program was a difficult decision for her.

ترک کردن برنامه یک تصمیم دشوار برای او بود.

many students are disenrolling due to financial difficulties.

بسیاری از دانش آموزان به دلیل مشکلات مالی از تحصیل انصراف می دهند.

he received a notice about disenrolling from the course.

او اخطاری در مورد انصراف از دوره دریافت کرد.

disenrolling early can help you avoid further tuition fees.

انصراف زودهنگام می تواند به شما کمک کند از پرداخت هزینه های تحصیل بیشتر اجتناح کنید.

she regrets disenrolling from the club last semester.

او از انصراف از باشگاه در نیمه دوم سال گذشته پشیمان است.

the process of disenrolling can be complicated.

فرآیند انصراف می تواند پیچیده باشد.

students should consult their advisors before disenrolling.

دانشجویان باید قبل از انصراف با مشاوران خود مشورت کنند.

he faced challenges after disenrolling from his university.

او پس از انصراف از دانشگاه با چالش هایی روبرو شد.

disenrolling from extracurricular activities can free up time.

انصراف از فعالیت های فوق برنامه می تواند زمان شما را آزاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید