disentangler

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈtæŋɡlə/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈtæŋɡlər/

ترجمه

n. کسی که گره‌گشایی می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

disentangler tool

ابزار جدا کننده

disentangler method

روش جدا کننده

disentangler device

دستگاه جدا کننده

disentangler process

فرآیند جدا کننده

disentangler algorithm

الگوریتم جدا کننده

disentangler function

تابع جدا کننده

disentangler application

کاربرد جدا کننده

disentangler framework

چارچوب جدا کننده

disentangler technique

تکنیک جدا کننده

disentangler strategy

استراتژی جدا کننده

جملات نمونه

the disentangler helped separate the knotted ropes.

جدا کننده به جدا کردن طناب های گره خورده کمک کرد.

she acted as a disentangler in the complicated situation.

او در آن وضعیت پیچیده به عنوان یک جدا کننده عمل کرد.

the disentangler was essential for solving the puzzle.

جدا کننده برای حل معما ضروری بود.

he used a disentangler to free the trapped animal.

او از یک جدا کننده برای آزاد کردن حیوان گرفتار شده استفاده کرد.

the disentangler made it easier to untangle the wires.

جدا کننده باز کردن سیم ها را آسان تر کرد.

finding a good disentangler can save you time.

پیدا کردن یک جدا کننده خوب می تواند در وقت شما صرفه جویی کند.

she relied on a disentangler to manage her hair.

او برای مرتب کردن موهایش به یک جدا کننده اعتماد کرد.

the disentangler was designed to handle tough knots.

جدا کننده برای مقابله با گره های محکم طراحی شده بود.

using a disentangler can prevent damage to your items.

استفاده از یک جدا کننده می تواند از آسیب دیدن وسایل شما جلوگیری کند.

he invented a new type of disentangler for fishing lines.

او یک نوع جدید جدا کننده برای نخ ماهیگیری اختراع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید