untangler

[ایالات متحده]/ʌnˈtæŋglə/
[بریتانیا]/ʌnˈtæŋglər/

ترجمه

n. چیزی که گره‌ها را جلوگیری یا حذف می‌کند، به ویژه یک دستگاه طراحی شده برای جلوگیری از گره شدن کابل‌ها یا سیم‌ها.

جملات نمونه

the software untangler fixed the tangled code in minutes.

نرم‌افزار آونت‌گر مساله در چند دقیقه کد پیچیده را مرتب کرد.

she's known as the relationship untangler among her friends.

در میان دوستانش به عنوان آونت‌گر روابط شناخته می‌شود.

the conflict untangler helped the rival companies reach an agreement.

آونت‌گر تعارض کمک کرد تا شرکت‌های رقبا به توافقی برسند.

use this cable untangler to organize your desk wires.

از این آونت‌گر کابل برای سازماندهی سیم‌های میز خود استفاده کنید.

the plot untangler in the movie explained the confusing storyline.

آونت‌گر داستان در فیلم داستان پیچیده را توضیح داد.

life untangler tips can help simplify your daily routine.

نکات آونت‌گر زندگی می‌توانند روتین روزانه شما را ساده‌تر کنند.

the knot untangler tool saved hours of frustration.

ابزار آونت‌گر گره‌ها ساعت‌ها از ناراحتی را از بین برد.

he's a professional problem untangler for businesses in crisis.

او یک آونت‌گر حرفه‌ای مساله است که در شرکت‌های در بحران کمک می‌کند.

the data untangler cleaned up the messy spreadsheet.

آونت‌گر داده‌ها جدول پراکنده را تمیز کرد.

we need an untangler for this complex legal dispute.

ما به یک آونت‌گر برای این اختلاف حقوقی پیچیده نیاز داریم.

the story untangler made the novel easier to understand.

آونت‌گر داستان رمان را ساده‌تر کرد.

an emotional untangler can help process difficult feelings.

یک آونت‌گر احساسی می‌تواند در پردازش احساسات دشوار کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید