disinflationary pressures
فشارهای کاهشی نرخ تورم
disinflationary environment
محیطی با کاهش نرخ تورم
disinflationary trend
رُوند کاهشی نرخ تورم
disinflationary outlook
پیش بینی کاهشی نرخ تورم
disinflationary period
دوره کاهشی نرخ تورم
the disinflationary environment is prompting cautious investment decisions.
محیط کاهش نرخ تورم به تصمیمات سرمایه گذاری محتاطانه ترغیب می کند.
analysts expect a prolonged period of disinflationary pressures.
تحلیل گران انتظار دارند که فشارهای کاهش نرخ تورم به مدت طولانی ادامه یابد.
falling commodity prices contributed to the disinflationary trend.
کاهش قیمت کالاها به روند کاهش نرخ تورم کمک کرد.
the central bank is carefully monitoring disinflationary risks.
bank مرکزی به دقت خطرات کاهش نرخ تورم را نظارت می کند.
wage growth has been subdued, supporting the disinflationary outlook.
رشد حقوق به دلیل کاهش شده، نگاه کاهش نرخ تورم را حمایت می کند.
supply chain normalization also fueled the disinflationary process.
به نرمال سازی زنجیره تأمین نیز به فرآیند کاهش نرخ تورم کمک کرد.
a sustained period of disinflationary conditions could impact corporate profits.
یک دوره طولانی از شرایط کاهش نرخ تورم ممکن است بر سودآوری شرکت ها تأثیر بگذارد.
the disinflationary cycle presents challenges for policymakers.
چرخه کاهش نرخ تورم چالش هایی را برای سیاست گذاران ایجاد می کند.
lower energy costs are a key driver of the current disinflationary phase.
کاهش هزینه انرژی یک محرک اصلی در فاز کاهش نرخ تورم فعلی است.
the market is pricing in a prolonged disinflationary period.
بازار یک دوره طولانی از کاهش نرخ تورم را قیمت گذاری می کند.
despite the disinflationary trend, some sectors remain resilient.
در حالی که روند کاهش نرخ تورم وجود دارد، برخی بخش ها هنوز مقاوم می مانند.
disinflationary pressures
فشارهای کاهشی نرخ تورم
disinflationary environment
محیطی با کاهش نرخ تورم
disinflationary trend
رُوند کاهشی نرخ تورم
disinflationary outlook
پیش بینی کاهشی نرخ تورم
disinflationary period
دوره کاهشی نرخ تورم
the disinflationary environment is prompting cautious investment decisions.
محیط کاهش نرخ تورم به تصمیمات سرمایه گذاری محتاطانه ترغیب می کند.
analysts expect a prolonged period of disinflationary pressures.
تحلیل گران انتظار دارند که فشارهای کاهش نرخ تورم به مدت طولانی ادامه یابد.
falling commodity prices contributed to the disinflationary trend.
کاهش قیمت کالاها به روند کاهش نرخ تورم کمک کرد.
the central bank is carefully monitoring disinflationary risks.
bank مرکزی به دقت خطرات کاهش نرخ تورم را نظارت می کند.
wage growth has been subdued, supporting the disinflationary outlook.
رشد حقوق به دلیل کاهش شده، نگاه کاهش نرخ تورم را حمایت می کند.
supply chain normalization also fueled the disinflationary process.
به نرمال سازی زنجیره تأمین نیز به فرآیند کاهش نرخ تورم کمک کرد.
a sustained period of disinflationary conditions could impact corporate profits.
یک دوره طولانی از شرایط کاهش نرخ تورم ممکن است بر سودآوری شرکت ها تأثیر بگذارد.
the disinflationary cycle presents challenges for policymakers.
چرخه کاهش نرخ تورم چالش هایی را برای سیاست گذاران ایجاد می کند.
lower energy costs are a key driver of the current disinflationary phase.
کاهش هزینه انرژی یک محرک اصلی در فاز کاهش نرخ تورم فعلی است.
the market is pricing in a prolonged disinflationary period.
بازار یک دوره طولانی از کاهش نرخ تورم را قیمت گذاری می کند.
despite the disinflationary trend, some sectors remain resilient.
در حالی که روند کاهش نرخ تورم وجود دارد، برخی بخش ها هنوز مقاوم می مانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید