disinformer

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈfɔːmə/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈfɔrmər/

ترجمه

n. شخصی که اطلاعات نادرست را گسترش می‌دهد
v. ارائه اطلاعات نادرست یا تحریف واقعیت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

disinformer tactics

تاکتیک‌های گمراه کننده

disinformer campaign

کمپین گمراه کننده

disinformer network

شبکه گمراه کننده

disinformer strategy

استراتژی گمراه کننده

disinformer message

پیام گمراه کننده

disinformer source

منبع گمراه کننده

disinformer claims

ادعاهای گمراه کننده

disinformer influence

نفوذ گمراه کننده

جملات نمونه

the disinformer spread false information about the event.

تبلیه‌گر اطلاعات نادرست درباره رویداد منتشر کرد.

people often fall victim to the lies of a disinformer.

افراد اغلب قربانی دروغ‌های یک تبلیه‌گر می‌شوند.

it is crucial to identify a disinformer in today's media.

شناسایی یک تبلیه‌گر در رسانه‌های امروزی بسیار مهم است.

the disinformer cleverly manipulated the facts.

تبلیه‌گر به طرز هوشیانه‌ای واقعیت‌ها را دستکاری کرد.

trusting a disinformer can lead to serious consequences.

اعتماد به یک تبلیه‌گر می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

many disinformers use social media to deceive the public.

بسیاری از تبلیه‌گران از رسانه‌های اجتماعی برای فریب دادن مردم استفاده می‌کنند.

the disinformer was exposed by investigative journalists.

تبلیه‌گر توسط روزنامه‌نگاران تحقیقی افشا شد.

citizens must be vigilant against disinformers.

شهروندان باید در برابر تبلیه‌گران هوشیار باشند.

education can help people recognize a disinformer.

آموزش می‌تواند به مردم کمک کند تا یک تبلیه‌گر را شناسایی کنند.

regulations are needed to combat the tactics of disinformers.

برای مقابله با تاکتیک‌های تبلیه‌گران به مقررات نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید