disingenuously vague
مبهم و فریبکارانه
disingenuously friendly
دوستانه و فریبکارانه
disingenuously polite
مودب و فریبکارانه
disingenuously supportive
حمایت کننده و فریبکارانه
disingenuously optimistic
خوش بین و فریبکارانه
disingenuously concerned
نگران و فریبکارانه
disingenuously apologetic
معذرت خواه و فریبکارانه
disingenuously sincere
صادقانه و فریبکارانه
disingenuously enthusiastic
با شور و شوق و فریبکارانه
disingenuously casual
غیررسمی و فریبکارانه
he disingenuously claimed that he was unaware of the situation.
او مدعی شد که از وضعیت بیخبر بوده است، اما به طور غیرصادقانه.
she smiled disingenuously while hiding her true feelings.
او در حالی که احساسات واقعی خود را پنهان میکرد، به طور غیرصادقانه لبخند زد.
the politician disingenuously promised to lower taxes.
سیاستمدار به طور غیرصادقانه قول داد که مالیاتها را کاهش دهد.
he disingenuously apologized for his actions.
او به طور غیرصادقانه برای اعمال خود عذرخواهی کرد.
she disingenuously feigned ignorance about the rules.
او به طور غیرصادقانه بیاعتنایی خود به قوانین را جعل کرد.
they disingenuously argued that their product was the best.
آنها به طور غیرصادقانه استدلال کردند که محصول آنها بهترین است.
the employee disingenuously insisted he had completed the project.
کارمند به طور غیرصادقانه اصرار داشت که پروژه را تکمیل کرده است.
he disingenuously downplayed the seriousness of the issue.
او به طور غیرصادقانه اهمیت موضوع را کم جلوه داد.
she disingenuously complimented her colleague to gain favor.
او برای جلب نظر، به طور غیرصادقانه از همکار خود تعریف کرد.
they disingenuously denied any wrongdoing.
آنها به طور غیرصادقانه هرگونه تخلف را انکار کردند.
disingenuously vague
مبهم و فریبکارانه
disingenuously friendly
دوستانه و فریبکارانه
disingenuously polite
مودب و فریبکارانه
disingenuously supportive
حمایت کننده و فریبکارانه
disingenuously optimistic
خوش بین و فریبکارانه
disingenuously concerned
نگران و فریبکارانه
disingenuously apologetic
معذرت خواه و فریبکارانه
disingenuously sincere
صادقانه و فریبکارانه
disingenuously enthusiastic
با شور و شوق و فریبکارانه
disingenuously casual
غیررسمی و فریبکارانه
he disingenuously claimed that he was unaware of the situation.
او مدعی شد که از وضعیت بیخبر بوده است، اما به طور غیرصادقانه.
she smiled disingenuously while hiding her true feelings.
او در حالی که احساسات واقعی خود را پنهان میکرد، به طور غیرصادقانه لبخند زد.
the politician disingenuously promised to lower taxes.
سیاستمدار به طور غیرصادقانه قول داد که مالیاتها را کاهش دهد.
he disingenuously apologized for his actions.
او به طور غیرصادقانه برای اعمال خود عذرخواهی کرد.
she disingenuously feigned ignorance about the rules.
او به طور غیرصادقانه بیاعتنایی خود به قوانین را جعل کرد.
they disingenuously argued that their product was the best.
آنها به طور غیرصادقانه استدلال کردند که محصول آنها بهترین است.
the employee disingenuously insisted he had completed the project.
کارمند به طور غیرصادقانه اصرار داشت که پروژه را تکمیل کرده است.
he disingenuously downplayed the seriousness of the issue.
او به طور غیرصادقانه اهمیت موضوع را کم جلوه داد.
she disingenuously complimented her colleague to gain favor.
او برای جلب نظر، به طور غیرصادقانه از همکار خود تعریف کرد.
they disingenuously denied any wrongdoing.
آنها به طور غیرصادقانه هرگونه تخلف را انکار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید