pretentiously

[ایالات متحده]/[prɪˈten(t)ʃəsli]/
[بریتانیا]/[prɪˈten(t)ʃəsli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی متظاهرانه؛ به روشی که قصد تحت تاثیر قرار دادن دیگران را دارد؛ به روشی مصنوعی یا اغراق‌آمیز.

عبارات و ترکیب‌ها

pretentiously intellectual

ادعایی متظاهرانه

pretentiously polite

ادعایی مؤدبانه

pretentiously casual

ادعایی غیررسمی

pretentiously modest

ادعایی متواضع

pretentiously concerned

ادعایی نگران

pretending pretentiously

ادعای متظاهرانه

pretentiously affected

ادعایی متاثر

pretentiously superior

ادعایی برتر

pretentiously vague

ادعایی مبهم

pretentiously dramatic

ادعایی نمایشی

جملات نمونه

he pretended to understand the complex theory, but he was doing so pretentiously.

او وانمود کرد که نظریه پیچیده را می‌فهمد، اما این کار را به طور مبالغه‌آمیز انجام می‌داد.

she arranged the flowers pretentiously, trying to appear more sophisticated.

او گل‌ها را به طور مبالغه‌آمیز مرتب کرد و سعی کرد که باوقفی‌تر به نظر برسد.

the gallery owner spoke pretentiously about the artist's "unique vision."

صاحب گالری به طور مبالغه‌آمیز در مورد "دیدگاه منحصر به فرد" هنرمند صحبت کرد.

he dressed pretentiously in a suit and tie, despite the casual setting.

او با وجود فضای غیررسمی، به طور مبالغه‌آمیز با کت و شلوار و کراوات لباس پوشید.

she laughed pretentiously at the comedian's jokes, clearly trying to impress.

او به طور مبالغه‌آمیز به شوخی‌های کمدین خندید و به وضوح سعی کرد تا تحت تاثیر قرار دهد.

he offered his help pretentiously, wanting to show off his skills.

او به طور مبالغه‌آمیز کمک خود را پیشنهاد کرد و می‌خواست مهارت‌های خود را به نمایش بگذارد.

the critic wrote pretentiously, using overly complex language.

منتقد به طور مبالغه‌آمیز نوشت و از زبان بیش از حد پیچیده استفاده کرد.

she pretended to enjoy the concert, but her behavior was pretentiously bored.

او وانمود کرد که از کنسرت لذت می‌برد، اما رفتارش به طور مبالغه‌آمیز خسته کننده به نظر می‌رسید.

he acted pretentiously concerned about the environment, despite his wasteful habits.

او با وجود عادت‌هایش به هدر دادن منابع، به طور مبالغه‌آمیز نگران محیط زیست به نظر می‌رسید.

the restaurant's menu described the dishes pretentiously, using flowery prose.

منوی رستوران غذاها را به طور مبالغه‌آمیز توصیف کرد و از نثر اغراق‌آمیز استفاده کرد.

she posed pretentiously for the photograph, angling her face just so.

او به طور مبالغه‌آمیز برای عکس ژست گرفت و صورت خود را به همان شکل زاویه دار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید