disinvestment strategy
استراتژی واگذاری دارایی
disinvestment process
فرآیند واگذاری دارایی
disinvestment decision
تصمیم واگذاری دارایی
disinvestment impact
تاثیر واگذاری دارایی
disinvestment policy
سیاست واگذاری دارایی
disinvestment fund
صندوق واگذاری دارایی
disinvestment trend
روند واگذاری دارایی
disinvestment risks
ریسک های واگذاری دارایی
disinvestment analysis
تحلیل واگذاری دارایی
disinvestment initiative
ابتکار عمل واگذاری دارایی
the company announced a disinvestment from its overseas operations.
شرکت اعلام کرد که از فعالیتهای عملیاتی خود در خارج از کشور سرمایهگذاری خود را کاهش میدهد.
disinvestment in fossil fuels is crucial for environmental sustainability.
کاهش سرمایهگذاری در سوختهای فسیلی برای پایداری محیطزیست بسیار مهم است.
the government encouraged disinvestment in failing industries.
دولت، کاهش سرمایهگذاری در صنایع در حال شکست را تشویق کرد.
shareholders voted in favor of the disinvestment proposal.
سهامداران به پیشنهاد کاهش سرمایهگذاری رای دادند.
disinvestment can lead to significant changes in market dynamics.
کاهش سرمایهگذاری میتواند منجر به تغییرات قابل توجهی در پویایی بازار شود.
he advocated for disinvestment as a strategy for social justice.
او کاهش سرمایهگذاری را به عنوان یک استراتژی برای عدالت اجتماعی تبلیغ کرد.
there is a growing trend of disinvestment from harmful industries.
روندی رو به رشد در کاهش سرمایهگذاری از صنایع مضر وجود دارد.
disinvestment strategies can impact local economies.
استراتژیهای کاهش سرمایهگذاری میتوانند بر اقتصادهای محلی تأثیر بگذارند.
investors are increasingly considering disinvestment as a risk management tool.
سرمایهگذاران به طور فزایندهای در حال در نظر گرفتن کاهش سرمایهگذاری به عنوان یک ابزار مدیریت ریسک هستند.
the organization is committed to disinvestment from unethical practices.
سازمان متعهد به کاهش سرمایهگذاری از شیوههای غیراخلاقی است.
disinvestment strategy
استراتژی واگذاری دارایی
disinvestment process
فرآیند واگذاری دارایی
disinvestment decision
تصمیم واگذاری دارایی
disinvestment impact
تاثیر واگذاری دارایی
disinvestment policy
سیاست واگذاری دارایی
disinvestment fund
صندوق واگذاری دارایی
disinvestment trend
روند واگذاری دارایی
disinvestment risks
ریسک های واگذاری دارایی
disinvestment analysis
تحلیل واگذاری دارایی
disinvestment initiative
ابتکار عمل واگذاری دارایی
the company announced a disinvestment from its overseas operations.
شرکت اعلام کرد که از فعالیتهای عملیاتی خود در خارج از کشور سرمایهگذاری خود را کاهش میدهد.
disinvestment in fossil fuels is crucial for environmental sustainability.
کاهش سرمایهگذاری در سوختهای فسیلی برای پایداری محیطزیست بسیار مهم است.
the government encouraged disinvestment in failing industries.
دولت، کاهش سرمایهگذاری در صنایع در حال شکست را تشویق کرد.
shareholders voted in favor of the disinvestment proposal.
سهامداران به پیشنهاد کاهش سرمایهگذاری رای دادند.
disinvestment can lead to significant changes in market dynamics.
کاهش سرمایهگذاری میتواند منجر به تغییرات قابل توجهی در پویایی بازار شود.
he advocated for disinvestment as a strategy for social justice.
او کاهش سرمایهگذاری را به عنوان یک استراتژی برای عدالت اجتماعی تبلیغ کرد.
there is a growing trend of disinvestment from harmful industries.
روندی رو به رشد در کاهش سرمایهگذاری از صنایع مضر وجود دارد.
disinvestment strategies can impact local economies.
استراتژیهای کاهش سرمایهگذاری میتوانند بر اقتصادهای محلی تأثیر بگذارند.
investors are increasingly considering disinvestment as a risk management tool.
سرمایهگذاران به طور فزایندهای در حال در نظر گرفتن کاهش سرمایهگذاری به عنوان یک ابزار مدیریت ریسک هستند.
the organization is committed to disinvestment from unethical practices.
سازمان متعهد به کاهش سرمایهگذاری از شیوههای غیراخلاقی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید