dismiss

[ایالات متحده]/dɪsˈmɪs/
[بریتانیا]/dɪsˈmɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خواستن یا دستور دادن (به کسی) برای رفتن؛ اخراج کردن؛ حل کردن؛ تخلیه کردن

vi. حل شدن
Word Forms
قسمت سوم فعلdismissed
صفت یا فعل حال استمراریdismissing
زمان گذشتهdismissed
شکل سوم شخص مفردdismisses

عبارات و ترکیب‌ها

dismiss from

خارج کردن

جملات نمونه

It's not feasible to dismiss him.

حذف کردن او امکان پذیر نیست.

dismiss a suggestion with scorn

یک پیشنهاد را با تحقیر رد کنید

the case was dismissed for lack of evidence.

موارد به دلیل فقدان مدرک رد شد.

they dismiss it all as movie phooey.

آنها همه آن را به عنوان فیلم پوچی رد می کنند.

dismiss sb. from his post

حذف کردن کسی از سمتش

be dismissed from the service

از خدمت اخراج شود

dismiss fear from one's mind

ترس را از ذهن خود دور کنید

Parliament was dismissed sine die.

پارلمان به طور دائم معلق شد.

The chairman dismissed the meeting.

رئیس جلسه را به پایان رساند.

to dismiss his appeal

برای رد درخواست تجدید نظر او

He dismissed the story as a rumour.

او داستان را به عنوان یک شایعه رد کرد.

He dismissed the idea as impossible.

او این ایده را غیرممکن دانست.

dismissed the claim as highly improbable.

ادعا را به شدت غیرمحتمل دانست.

was dismissed for insubordination;

به دلیل نافرمانی اخراج شد.

He was dismissed as incompetent.

او به عنوان نالایق اخراج شد.

Papa dismissed the idea with a shake of his head.

پدر با تکان دادن سرش این ایده را رد کرد.

a number of reports cannot be dismissed as anecdotage.

تعداد زیادی گزارش را نمی توان به عنوان داستان سرایی رد کرد.

she dismissed the taxi at the corner of the road.

او تاکسی را در گوشه خیابان رد کرد.

نمونه‌های واقعی

Mr. Trump has previously dismissed global warming as a hoax.

آقای ترامپ پیشتر گرمایش جهانی را به عنوان یک فریب رد کرده است.

منبع: BBC Listening Collection November 2016

That threat was quickly dismissed by the White House.

تهدید به سرعت توسط کاخ سفید رد شد.

منبع: NPR News March 2013 Compilation

As High Inquisitor you have every right to dismiss my teachers.

به عنوان بازرس عالی، شما این حق را دارید که معلمان من را رد کنید.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Some doctors dismissed it, calling it psychosomatic.

برخی از پزشکان آن را رد کردند و آن را بدنی نمی‌دانستند.

منبع: This month VOA Special English

You will not dismiss me like that.

شما من را آنطور رد نخواهید کرد.

منبع: Our Day Season 2

Hankison, who is white, has already been dismissed from his job.

هنکیسون، که سفیدپوست است، از کارش اخراج شده است.

منبع: VOA Special September 2020 Collection

Religions can't be dismissed or ignored.

ادیان قابل رد یا نادیده گرفتن نیستند.

منبع: TED Talks (Video Version) November 2015 Collection

A further revelation today while President Yanukovych has dismissed the army chief.

یک افشاگری بیشتر امروز در حالی که رئیس جمهور یانوکوویچ رئیس ارتش را برکناری کرده است.

منبع: BBC Listening February 2014 Collection

Whitney denied those stories, dismissing them as " ridiculous" .

ویتی گزارش های آن را رد کرد و آنها را "مضحک" توصیف کرد.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

The Holy See acknowledges the court's decision to dismiss Cardinal Pell's appeal.

واتیکان تصمیم دادگاه مبنی بر رد درخواست تجدید نظر کاردینال پل را تایید می کند.

منبع: BBC Listening Collection August 2019

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید