dismounted

[ایالات متحده]/dɪsˈmaʊntɪd/
[بریتانیا]/dɪsˈmaʊntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی dismount

عبارات و ترکیب‌ها

dismounted quickly

به سرعت پیاده شد

dismounted safely

به طور ایمن پیاده شد

dismounted gracefully

به طور مؤدبانه پیاده شد

dismounted abruptly

ناگهانی پیاده شد

dismounted silently

به طور بی‌صدا پیاده شد

dismounted swiftly

به سرعت پیاده شد

dismounted carefully

با دقت پیاده شد

dismounted unexpectedly

به طور غیرمنتظره پیاده شد

dismounted together

با هم پیاده شدند

dismounted slowly

به آرامی پیاده شد

جملات نمونه

the rider dismounted gracefully from the horse.

سوار به طور مؤدبانه از اسب پیاده شد.

after the journey, he dismounted and stretched his legs.

بعد از سفر، او پیاده شد و پاهايش را دراز کرد.

she dismounted quickly to help her friend.

او به سرعت پیاده شد تا به دوستش کمک کند.

the soldier dismounted to inspect the area.

سرباز برای بررسی منطقه پیاده شد.

he dismounted from the bike to take a break.

او برای استراحت از دوچرخه پیاده شد.

they dismounted before entering the building.

آنها قبل از ورود به ساختمان پیاده شدند.

the cowboy dismounted and tied his horse to a post.

کاوگ boy پیاده شد و اسبش را به یک ستون بست.

she dismounted and walked towards the crowd.

او پیاده شد و به سمت جمعیت راه رفت.

after the race, the jockey dismounted with a smile.

بعد از مسابقه، سوارکار با لبخندی پیاده شد.

he dismounted and looked around for directions.

او پیاده شد و به دنبال جهت ها اطراف را نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید