ascended

[ایالات متحده]/[əˈsɛndɪd]/
[بریتانیا]/[əˈsɛndɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به بالا رفتن؛ بالا کردن؛ به یک موقعیت یا رتبه بالاتر رسیدن؛ به سمت بالا حرکت کردن؛ به یک موقعیت یا رتبه بالاتر رسیده باشید؛ پس از مرگ به آسمان رفتن (پس من)

عبارات و ترکیب‌ها

ascended to heaven

به آسمان صعود کرد

ascended the throne

به تخت نشست

ascended the stairs

به پله‌ها صعود کرد

ascended gracefully

به‌طور ظریف صعود کرد

ascended quickly

سريع به‌سمت بالا رفت

ascended the mountain

به کوه صعود کرد

ascending the ladder

در حال صعود به میل‌گرد هست

he ascended

او صعود کرد

ascended heights

به ارتفاعات صعود کرد

ascended slowly

به‌طور کند صعود کرد

جملات نمونه

the company's ceo ascended to the role of chairman.

رئیس اجرایی شرکت به عنوان رئیس هیئت رئیسه منصوب شد.

she ascended the mountain with surprising ease.

او به راحتی شگفت‌انگیزی به قله کوه صعود کرد.

he ascended the throne after his father's death.

پس از مرگ پدرش، او به تخت نشست.

the smoke ascended into the clear blue sky.

دود به آسمان آبی روشن صعود کرد.

the price of oil ascended sharply last week.

قیمت نفت هفته گذشته به طور محسوسی افزایش یافت.

the choir members ascended the stage to perform.

اعضای کورال به پیشخوان صعود کردند تا اجرا کنند.

the spirit ascended to a higher plane of existence.

روح به یک سطح بالاتر از وجود صعود کرد.

the politician ascended to a position of great power.

سیاستمدار به یک سمت با قدرت زیاد منصوب شد.

the hot air ascended, carrying the kite upwards.

هوای گرم صعود کرد و بالون را به سمت بالا برد.

the team ascended to the top of the league standings.

تیم به بالاترین جایگاه لیگ صعود کرد.

the water vapor ascended from the hot springs.

بخار آب از منابع گرم آب به سمت بالا صعود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید