disparagingly

[ایالات متحده]/dis'pæridʒiŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت تحقیرآمیز، با نگرش تحقیرآمیز

عبارات و ترکیب‌ها

speak disparagingly

صحبت با لحن تحقیرآمیز

جملات نمونه

4.Deep down, we sense that we speak, disparagingly, of a "simpleton.

در اعماق وجود، حس می‌کنیم که با تحقیر از یک "ساده‌لوح" صحبت می‌کنیم.

She spoke disparagingly of his work ethic.

او با لحنی تحقیرآمیز درباره اخلاق کاری او صحبت کرد.

He looked at her disparagingly, doubting her abilities.

او با نگاه تحقیرآمیز به او نگاه کرد و توانایی‌های او را زیر سوال برد.

The critic reviewed the movie disparagingly, pointing out its flaws.

منتقد فیلم را با لحنی تحقیرآمیز بررسی کرد و به نقاط ضعف آن اشاره کرد.

The boss spoke disparagingly of the new hire's performance.

مدیر درباره عملکرد استخدام جدید با لحنی تحقیرآمیز صحبت کرد.

He laughed disparagingly at her suggestion.

او با خنده تحقیرآمیز به پیشنهاد او واکنش نشان داد.

The article was written disparagingly, criticizing the author's writing style.

مقاله با لحنی تحقیرآمیز نوشته شد و به سبک نویسندگی نویسنده انتقاد کرد.

The coach spoke disparagingly of the team's chances of winning.

مربی با لحنی تحقیرآمیز درباره شانس برد تیم صحبت کرد.

She looked at him disparagingly, not impressed by his excuses.

او با نگاه تحقیرآمیز به او نگاه کرد و تحت تاثیر بهانه‌هایش نبود.

He commented disparagingly on her choice of music.

او با لحنی تحقیرآمیز درباره انتخاب موسیقی او نظر داد.

نمونه‌های واقعی

Ironically, he meant it somewhat disparagingly, since he didn't think the Big Bang model was correct.

به طرز طعنه‌آمیزی، او منظور خود را تا حدودی تحقیرآمیز بیان کرد، زیرا فکر نمی‌کرد مدل بیگ بنگ درست باشد.

منبع: Crash Course Astronomy

He has also spoken disparagingly of and immigrants and their countries of origin.

او همچنین با لحنی تحقیرآمیز در مورد مهاجران و کشورهای محل تولدشان صحبت کرده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

" Oh, they only know flashy stuff that's of no real use to anyone, " said Hermione disparagingly.

« اوه، آن‌ها فقط چیزهای فانتزی می‌دانند که واقعاً برای هیچ کس مفید نیست،» هرمیون با لحنی تحقیرآمیز گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Don't be simple, " Dick replied disparagingly.

« ساده نباش،» دیک با لحنی تحقیرآمیز پاسخ داد.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

Tana laughed disparagingly. " Wait. I tell—" " Where's Mrs. Patch" ?

تانا با لحنی تحقیرآمیز خندید. « صبر کن. من می‌گویم—» « خانم پچ کجاست؟

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

Roman Abramovich, who was mentioned in the British Parliament as a possible target of sanctions, put Chelsea (disparagingly known as Chelski in London) up for sale.

رومن آبرا موویچ، که در پارلمان بریتانیا به عنوان یک هدف احتمالی تحریم‌ها ذکر شد، چلسی (که به طور تحقیرآمیز به چلسی در لندن معروف است) را برای فروش گذاشت.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید