complimentarily designed
طراحی شده بهطور مکمل
complimentarily offered
ارائه شده بهطور مکمل
complimentarily provided
ارائه شده بهطور مکمل
complimentarily included
درج شده بهطور مکمل
complimentarily packaged
بستهبندی شده بهطور مکمل
complimentarily enhanced
تقویت شده بهطور مکمل
complimentarily aligned
همزمان شده بهطور مکمل
complimentarily integrated
ادغام شده بهطور مکمل
complimentarily presented
ارائه شده بهطور مکمل
complimentarily supporting
پشتیبانی شده بهطور مکمل
the hotel offered a complimentary breakfast and shuttle service.
هتل یک صبحانداز رایگان و خدمات تاکسی را ارائه میداد.
we received a complimentary bottle of wine with our dinner.
ما با عشاءمان یک بطری شراب رایگان دریافت کردیم.
the airline provided a complimentary amenity kit for international flights.
هواپیمایی یک کیت لوازم رایگان را برای پروازهای بینالمللی ارائه میداد.
the spa offered a complimentary facial with the purchase of a massage.
سالن چشمپزشکی یک فیشیال رایگان را در صورت خرید یک ماساژ ارائه میداد.
the store offered a complimentary gift wrapping service.
فروشگاه یک خدمات بستهبندی هدیه رایگان ارائه میداد.
the magazine included a complimentary subscription to the online edition.
مجله یک اشتراک رایگان به نسخه آنلاین را شامل میشد.
the event featured a complimentary reception with hors d'oeuvres.
این رویداد یک جلسه گرفتنی رایگان با آشیانههای غذایی را داشت.
the software came with a complimentary upgrade to the latest version.
این نرمافزار با یک بهروزرسانی رایگان به آخرین نسخه همراه بود.
the museum offered a complimentary guided tour of the exhibits.
موزه یک گردش گیروندگی رایگان از نمایشگاهها را ارائه میداد.
the loyalty program offered complimentary points for every purchase.
برنامه وفاداری یک امتیاز رایگان برای هر خرید ارائه میداد.
the conference provided complimentary access to online resources.
کنفرانس دسترسی رایگان به منابع آنلاین را فراهم میکرد.
complimentarily designed
طراحی شده بهطور مکمل
complimentarily offered
ارائه شده بهطور مکمل
complimentarily provided
ارائه شده بهطور مکمل
complimentarily included
درج شده بهطور مکمل
complimentarily packaged
بستهبندی شده بهطور مکمل
complimentarily enhanced
تقویت شده بهطور مکمل
complimentarily aligned
همزمان شده بهطور مکمل
complimentarily integrated
ادغام شده بهطور مکمل
complimentarily presented
ارائه شده بهطور مکمل
complimentarily supporting
پشتیبانی شده بهطور مکمل
the hotel offered a complimentary breakfast and shuttle service.
هتل یک صبحانداز رایگان و خدمات تاکسی را ارائه میداد.
we received a complimentary bottle of wine with our dinner.
ما با عشاءمان یک بطری شراب رایگان دریافت کردیم.
the airline provided a complimentary amenity kit for international flights.
هواپیمایی یک کیت لوازم رایگان را برای پروازهای بینالمللی ارائه میداد.
the spa offered a complimentary facial with the purchase of a massage.
سالن چشمپزشکی یک فیشیال رایگان را در صورت خرید یک ماساژ ارائه میداد.
the store offered a complimentary gift wrapping service.
فروشگاه یک خدمات بستهبندی هدیه رایگان ارائه میداد.
the magazine included a complimentary subscription to the online edition.
مجله یک اشتراک رایگان به نسخه آنلاین را شامل میشد.
the event featured a complimentary reception with hors d'oeuvres.
این رویداد یک جلسه گرفتنی رایگان با آشیانههای غذایی را داشت.
the software came with a complimentary upgrade to the latest version.
این نرمافزار با یک بهروزرسانی رایگان به آخرین نسخه همراه بود.
the museum offered a complimentary guided tour of the exhibits.
موزه یک گردش گیروندگی رایگان از نمایشگاهها را ارائه میداد.
the loyalty program offered complimentary points for every purchase.
برنامه وفاداری یک امتیاز رایگان برای هر خرید ارائه میداد.
the conference provided complimentary access to online resources.
کنفرانس دسترسی رایگان به منابع آنلاین را فراهم میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید