dispensation

[ایالات متحده]/dɪspen'seɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌdɪspənˈseʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل توزیع یا اعطای حقوق یا مسئولیت‌های اسمی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

religious dispensation

اجازه مذهبی

legal dispensation

اجازه قانونی

dispensation of justice

اجرای عدالت

جملات نمونه

the dispensation of Providence

توفیقات الهی

regulations controlling dispensation of medications.

قوانینی که نحوه توزیع داروها را کنترل می کنند.

he received papal dispensation to hold a number of benefices.

او اجازه پاپ را برای احراز تعداد زیادی منافع دریافت کرد.

the laws to which the creator in all his dispensations conforms.

قوانینی که خالق در همه عطاهای خود به آنها پایبند است.

"By a special dispensation from the Church, he was allowed to re-marry."

"به لطف یک اجازه ویژه از کلیسا، او اجازه داشت دوباره ازدواج کند.""

kings obtained dispensations to enable them to contract politically advantageous matches.

شاهان اجازه گرفتند تا بتوانند با ازدواج‌هایی که از نظر سیاسی سودمند بودند، قرارداد امضا کنند.

Under the old covenant there was showbread, but it came to an end with the old dispensation to which it belonged.

تحت عهد قدیمی، نان نشان وجود داشت، اما با نظام قدیمی که به آن تعلق داشت به پایان رسید.

although she was too young, she was given special dispensation to play two matches before her birthday.

اگرچه او خیلی جوان بود، اما به او اجازه ویژه داده شد تا دو مسابقه را قبل از تولدش انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید