dispense

[ایالات متحده]/dɪˈspens/
[بریتانیا]/dɪˈspens/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. توزیع کردن; اداره کردن; صدور کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdispenses
صفت یا فعل حال استمراریdispensing
قسمت سوم فعلdispensed
زمان گذشتهdispensed
جمعdispenses

عبارات و ترکیب‌ها

dispense medication

تجویز دارو

dispense advice

ارائه مشاوره

dispense with formalities

رعایت نکردن تشریفات

dispense justice

اجرای عدالت

dispense with

اجتناب از

جملات نمونه

The vending machine can dispense snacks and drinks.

دستگاه خودپرداز می‌تواند میان وعده و نوشیدنی ارائه دهد.

The pharmacist will dispense the medication according to the doctor's prescription.

داروساز دارو را طبق نسخه پزشک تجویز خواهد کرد.

The ATM can dispense cash in various denominations.

دستگاه خودپرداز می‌تواند پول نقد به ارزهای مختلف ارائه دهد.

The water dispenser provides both hot and cold water.

دستگاه آبسردکن هم آب گرم و هم آب سرد ارائه می‌دهد.

The teacher will dispense textbooks to the students at the beginning of the semester.

معلم در ابتدای ترم، کتاب‌های درسی را بین دانش‌آموزان توزیع خواهد کرد.

The automated system can dispense tickets for the event.

سیستم خودکار می‌تواند بلیط برای رویداد توزیع کند.

The doctor will dispense advice on how to improve your health.

پزشک مشاوره‌ای در مورد نحوه بهبود سلامتی شما ارائه خواهد داد.

The coffee machine can dispense various types of coffee beverages.

دستگاه قهوه ساز می‌تواند انواع نوشیدنی‌های قهوه را ارائه دهد.

The judge will dispense justice fairly and impartially.

قاضی عدالت را به طور منصفانه و بی‌طرفانه اجرا خواهد کرد.

The store clerk will dispense change for customers paying with cash.

کله‌بردار مغازه برای مشتریانی که با پول نقد پرداخت می‌کنند، خُرد خواهد داد.

نمونه‌های واقعی

You have a responsibility to dispense justice.

شما مسئولیت توزیع عدالت را دارید.

منبع: VOA Standard English_Africa

Hello. Hello. All right, let's dispense with the friendly banter.

سلام. سلام. باشه، بیایید با خوش و بش های دوستانه کنار بیاییم.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

Would you find me very ungrateful if I dispensed with his services?

اگر از خدمات او صرف نظر کنم، شما مرا خیلی ناگدار می دانید؟

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

680. He repents having compensated the dispensable pesion for fear of penalty.

680. او پشیمان است که از ترس مجازات، به pesion غیرضروری غرامت پرداخت کرده است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Let's dispense with the small talk, shall we?

بیایید با صحبت های بی اهمیت کنار بیاییم، نه؟

منبع: American Horror Story: Season 2

He's dispensed with finery and removed his princely jewellery.

او از تجملات چشم پوشی کرده و جواهرات شاهانه خود را برداشته است.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

Shall we then dispense with correction?

آیا سپس با اصلاح کنار بیاییم؟

منبع: Tao Te Ching

You can dispense with the unpleasantries your payment.

می توانید با ناراحتی های پرداخت خود کنار بیایید.

منبع: The Legend of Merlin

The justice dispensed looks much like a conveyor belt.

عدالتی که توزیع می شود بسیار شبیه یک نوار نقاله است.

منبع: The Economist (Summary)

Another solution is to dispense with people altogether.

یک راه حل دیگر این است که به طور کلی با افراد کنار بیاییم.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید