disputes

[ایالات متحده]/dɪsˈpjuːts/
[بریتانیا]/dɪsˈpjuːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناظره‌ها; درگیری‌ها; (کار) اختلافات; اعتصابات
v. مناظره می‌کند; بحث می‌کند; رقابت می‌کند; جلوگیری می‌کند; درباره... مناظره می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

contract disputes

اختلافات قراردادی

property disputes

اختلافات مربوط به املاک

legal disputes

اختلافات قانونی

boundary disputes

اختلافات مرزی

trade disputes

اختلافات تجاری

family disputes

اختلافات خانوادگی

civil disputes

اختلافات مدنی

international disputes

اختلافات بین‌المللی

disputes resolution

حل اختلافات

disputes mediation

میانجی‌گری اختلافات

جملات نمونه

there are many disputes over property rights.

بسیاری از اختلافات بر سر حقوق مالکیت وجود دارد.

the two countries resolved their disputes peacefully.

دو کشور به طور مسالمت آمیز اختلافات خود را حل کردند.

disputes can often lead to legal battles.

اختلافات اغلب می توانند منجر به دعاوی حقوقی شوند.

they are trying to mediate the existing disputes.

آنها در تلاشند تا اختلافات موجود را میانجیگری کنند.

disputes between neighbors can be quite common.

اختلافات بین همسایگان می تواند بسیار رایج باشد.

it's important to document any disputes that arise.

ثبت هرگونه اختلافاتی که ایجاد می شود مهم است.

disputes regarding contract terms are often complicated.

اختلافات مربوط به شرایط قراردادها اغلب پیچیده هستند.

they settled their disputes through arbitration.

آنها اختلافات خود را از طریق داوری حل کردند.

disputes can escalate if not addressed promptly.

اگر به سرعت رسیدگی نشود، اختلافات می تواند تشدید شود.

open communication can help prevent disputes.

ارتباطات باز می تواند به جلوگیری از اختلافات کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید