agreements

[ایالات متحده]/əˈɡriːmənts/
[بریتانیا]/əˈɡrɛmən ts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توافقات رسمی بین افراد یا گروه‌ها، اغلب به صورت مکتوب؛ یک قرارداد؛ یک وضعیت توافق یا هماهنگی

عبارات و ترکیب‌ها

agreements between parties

توافقات بین طرفین

come to agreements

به توافق برسید

break agreements

توافقات را نقض کنید

formal agreements

توافقات رسمی

written agreements

توافقات کتبی

agreements on terms

توافقات در مورد شرایط

binding agreements

توافقات الزام‌آور

agreements in writing

توافقات به صورت کتبی

reach an agreement

به توافق برسيد

amend agreements

اصلاح توافقات

جملات نمونه

the two companies reached several agreements.

شرکت‌های دوگانه به توافقات متعددی دست یافتند.

they signed a series of agreements.

آنها مجموعه‌ای از توافقات را امضا کردند.

the agreements were finalized after weeks of negotiation.

توافقات پس از هفته‌ها مذاکره نهایی شدند.

the new agreements will benefit both parties.

توافقات جدید به نفع هر دو طرف خواهد بود.

we need to review the terms of the agreements carefully.

ما باید شرایط توافقات را به دقت بررسی کنیم.

the agreements cover a wide range of issues.

توافقات طیف گسترده‌ای از مسائل را پوشش می‌دهند.

there are some disagreements about the details of the agreements.

در مورد جزئیات توافقات، اختلافاتی وجود دارد.

they broke the agreements and faced legal consequences.

آنها توافقات را نقض کردند و با عواقب قانونی روبرو شدند.

the agreements were legally binding.

توافقات از نظر قانونی الزام‌آور بودند.

these agreements are crucial for our future success.

این توافقات برای موفقیت آینده ما بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید