disreputably

[ایالات متحده]/ˌdɪsˈrɛpjʊtəbli/
[بریتانیا]/ˌdɪsˈrɛpjəˌtəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که شهرت فرد را آسیب می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

disreputably famous

به نام شهرت بدنام

disreputably known

به نام شناخته شده بدنام

disreputably regarded

به نام مورد توجه بدنام

disreputably labeled

به نام برچسب بدنام

disreputably associated

به نام مرتبط بدنام

disreputably linked

به نام پیوند بدنام

disreputably accused

به نام متهم بدنام

disreputably mentioned

به نام ذکر شده بدنام

disreputably portrayed

به نام به تصویر کشیده شده بدنام

disreputably described

به نام توصیف شده بدنام

جملات نمونه

the politician was disreputably involved in a scandal.

سیاستمدان به طور مشکوکی درگیر رسوایی بود.

his disreputably earned fortune raised many eyebrows.

ثروت به دست آمده به طور مشکوک او باعث تعجب بسیاری شد.

the company disreputably cut corners to save money.

شرکت به طور مشکوکی برای صرفه جویی در هزینه ها کوتاه اندیشی کرد.

she was disreputably known for her unethical practices.

او به طور مشکوکی به دلیل روش های غیراخلاقی خود شناخته می شد.

disreputably, he lied about his qualifications.

به طور مشکوک، او در مورد صلاحیت های خود دروغ گفت.

the disreputably run business faced legal issues.

کسب و کار اداره شده به طور مشکوک با مشکلات قانونی مواجه شد.

his disreputably poor behavior at the event was shocking.

رفتار مشکوکاً ضعیف او در این رویداد تکان دهنده بود.

the disreputably managed project failed to meet deadlines.

پروژه مدیریت شده به طور مشکوک نتوانست مهلت مقرر را رعایت کند.

she was disreputably associated with a criminal organization.

او به طور مشکوکی با یک سازمان جنایتکار مرتبط بود.

his disreputably reputation preceded him in the industry.

شهرت مشکوک او در این صنعت پیش از او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید