unfavorably

[ایالات متحده]/ʌnˈfeɪvərəblɪ/
[بریتانیا]/ʌnˈfeɪvərəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شکل نامطلوب; مناسب نیست; در برابر; به طور ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

unfavorably viewed

دیدگاه نامطلوب

unfavorably compared

مقایسه نامطلوب

unfavorably affected

تحت تأثیر نامطلوب

unfavorably assessed

ارزیابی نامطلوب

unfavorably positioned

موقعیت نامطلوب

unfavorably impacted

اثرات نامطلوب

unfavorably received

دریافت نامطلوب

unfavorably reported

گزارش نامطلوب

unfavorably regarded

نگاه نامطلوب

جملات نمونه

the new policy was received unfavorably by the employees.

سیاست جدید به طور نامطلوبی از سوی کارمندان دریافت شد.

she spoke unfavorably about her colleague during the meeting.

او در طول جلسه درباره همکارش به طور نامطلوبی صحبت کرد.

the weather conditions unfavorably affected the event's turnout.

شرایط آب و هوایی به طور نامطلوبی بر میزان حضور در رویداد تأثیر گذاشت.

his performance was viewed unfavorably by the critics.

عملکرد او به طور نامطلوبی توسط منتقدان ارزیابی شد.

the company's reputation was unfavorably impacted by the scandal.

شهرت شرکت به طور نامطلوبی تحت تأثیر رسوایی قرار گرفت.

they reacted unfavorably to the proposed changes.

آنها به طور نامطلوبی به تغییرات پیشنهادی واکنش نشان دادند.

the study showed that the treatment was unfavorably compared to alternatives.

مطالعه نشان داد که درمان به طور نامطلوبی با جایگزین ها مقایسه شد.

his comments were taken unfavorably by the audience.

نظرات او به طور نامطلوبی توسط مخاطبان تلقی شد.

she was unfavorably judged based on her appearance.

او بر اساس ظاهرش به طور نامطلوبی قضاوت شد.

the stock market reacted unfavorably to the news.

بازار سهام به طور نامطلوبی به این خبر واکنش نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید