disrobing

[ایالات متحده]/dɪsˈrəʊbɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈroʊbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل درآوردن لباس‌ها؛ لباس‌ها را درآوردن؛ برهنه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

disrobing ceremony

مراسم خلع لباس

disrobing act

عمل خلع لباس

disrobing scene

صحنه خلع لباس

disrobing process

فرآیند خلع لباس

disrobing moment

لحظه خلع لباس

disrobing performance

اجرای خلع لباس

disrobing ritual

آیین خلع لباس

disrobing tradition

رسوم خلع لباس

disrobing practice

تمرین خلع لباس

جملات نمونه

disrobing in public can lead to legal consequences.

برهنگی در ملاء عام می‌تواند منجر به عواقب قانونی شود.

she felt nervous about disrobing in front of the doctor.

او در مورد برهنه شدن جلوی دکتر احساس اضطراب می‌کرد.

disrobing for a performance requires confidence.

برهنه شدن برای اجرا به اعتماد به نفس نیاز دارد.

the artist captured the essence of disrobing in his painting.

هنرمند جوهر برهنگی را در نقاشی خود به تصویر کشید.

disrobing can symbolize vulnerability and liberation.

برهنگی می‌تواند نمادی از آسیب‌پذیری و رهایی باشد.

he was surprised by her boldness in disrobing.

او از جسارت او در برهنه شدن تعجب کرد.

disrobing slowly can build anticipation in a dance.

برهنه شدن به آرامی می‌تواند در یک رقص، انتظار را افزایش دهد.

they discussed the cultural significance of disrobing rituals.

آنها درباره اهمیت فرهنگی آیین‌های برهنگی بحث کردند.

disrobing in front of a mirror can be a self-reflective experience.

برهنه شدن جلوی آینه می‌تواند یک تجربه خودآگاهی باشد.

in some traditions, disrobing is part of a cleansing ceremony.

در برخی از سنت‌ها، برهنگی بخشی از یک مراسم تطهیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید