distinctively

[ایالات متحده]/dis'tiŋktivli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به‌وضوح قابل شناسایی به‌عنوان متفاوت یا منحصر به‌فرد است

جملات نمونه

She dressed distinctively for the special occasion.

او به طور خاص و متمایز برای این مناسبت خاص لباس پوشید.

His distinctively deep voice stood out in the choir.

صدای عمیق و متمایز او در بین گروه کر برجسته بود.

The artist's style is distinctively abstract.

سبک هنرمند به طور متمایز انتزاعی است.

The restaurant is known for its distinctively spicy dishes.

این رستوران به خاطر غذاهای تند و متمایزش معروف است.

She has a distinctively elegant way of speaking.

او روش صحبت کردن متمایز و ظریفی دارد.

The company's logo is distinctively simple yet memorable.

لوگوی شرکت به طور متمایز ساده اما به یاد ماندنی است.

The film's soundtrack is distinctively haunting.

موسیقی متن فیلم به طور متمایز وهم‌آلود است.

His distinctively quirky sense of humor always makes me laugh.

حس شوخ طبعی عجیب و غریب او همیشه من را به خنده می‌اندازد.

The novel is distinctively different from the author's previous works.

این رمان به طور متمایزی با آثار قبلی نویسنده متفاوت است.

The boutique offers distinctively designed clothing for fashion-forward individuals.

این بوتیک لباس‌های با طراحی متمایز برای افراد حرفه‌ای مد ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید