district-wide initiative
مطالبه گسترده شهرستان
district-wide survey
پرسش نامه گسترده شهرستان
district-wide impact
تأثیر گسترده شهرستان
district-wide access
دسترسی گسترده شهرستان
district-wide policy
سیاست گسترده شهرستان
district-wide support
پشتیبانی گسترده شهرستان
district-wide effort
تلاش گسترده شهرستان
district-wide changes
تغییرات گسترده شهرستان
district-wide program
برنامه گسترده شهرستان
district-wide resources
منابع گسترده شهرستان
the district-wide initiative aims to improve student literacy rates.
این مبادره در سطح ناحیه به منظور بهبود نرخ دسترسی دانش آموزان به مهارت خواندن میباشد.
we conducted a district-wide survey on community needs.
ما یک نظرسنجی در سطح ناحیه در مورد نیازهای جامعه انجام دادیم.
the district-wide school board election drew significant attention.
انتخابات هیئت نظارت مدرسه در سطح ناحیه توجه زیادی را جلب کرد.
a district-wide emergency response plan was implemented last year.
یک برنامه پاسخ به بحران در سطح ناحیه سال گذشته اجرا شد.
the district-wide recycling program has been very successful.
برنامه بازیافت در سطح ناحیه بسیار موفق بوده است.
the district-wide sports competition fostered camaraderie among schools.
رقابت ورزشی در سطح ناحیه دوستی بین مدارس را تقویت کرد.
we need a district-wide approach to address the housing shortage.
ما به یک رویکرد در سطح ناحیه برای رفع کمبود مسکن نیاز داریم.
the district-wide training program enhanced teacher skills.
برنامه آموزشی در سطح ناحیه مهارت معلمان را افزایش داد.
the district-wide volunteer effort cleaned up the local park.
تلاش داوطلب در سطح ناحیه پارک محلی را تمیز کرد.
the district-wide assessment revealed areas for improvement.
ارزیابی در سطح ناحیه مناطقی برای بهبود را آشکار کرد.
a district-wide celebration marked the town's anniversary.
یک جشن در سطح ناحیه جشن سالگرد شهر را نمایانگری کرد.
the district-wide transportation plan aims to reduce congestion.
برنامه حمل و نقل در سطح ناحیه به منظور کاهش ترافیک میباشد.
district-wide initiative
مطالبه گسترده شهرستان
district-wide survey
پرسش نامه گسترده شهرستان
district-wide impact
تأثیر گسترده شهرستان
district-wide access
دسترسی گسترده شهرستان
district-wide policy
سیاست گسترده شهرستان
district-wide support
پشتیبانی گسترده شهرستان
district-wide effort
تلاش گسترده شهرستان
district-wide changes
تغییرات گسترده شهرستان
district-wide program
برنامه گسترده شهرستان
district-wide resources
منابع گسترده شهرستان
the district-wide initiative aims to improve student literacy rates.
این مبادره در سطح ناحیه به منظور بهبود نرخ دسترسی دانش آموزان به مهارت خواندن میباشد.
we conducted a district-wide survey on community needs.
ما یک نظرسنجی در سطح ناحیه در مورد نیازهای جامعه انجام دادیم.
the district-wide school board election drew significant attention.
انتخابات هیئت نظارت مدرسه در سطح ناحیه توجه زیادی را جلب کرد.
a district-wide emergency response plan was implemented last year.
یک برنامه پاسخ به بحران در سطح ناحیه سال گذشته اجرا شد.
the district-wide recycling program has been very successful.
برنامه بازیافت در سطح ناحیه بسیار موفق بوده است.
the district-wide sports competition fostered camaraderie among schools.
رقابت ورزشی در سطح ناحیه دوستی بین مدارس را تقویت کرد.
we need a district-wide approach to address the housing shortage.
ما به یک رویکرد در سطح ناحیه برای رفع کمبود مسکن نیاز داریم.
the district-wide training program enhanced teacher skills.
برنامه آموزشی در سطح ناحیه مهارت معلمان را افزایش داد.
the district-wide volunteer effort cleaned up the local park.
تلاش داوطلب در سطح ناحیه پارک محلی را تمیز کرد.
the district-wide assessment revealed areas for improvement.
ارزیابی در سطح ناحیه مناطقی برای بهبود را آشکار کرد.
a district-wide celebration marked the town's anniversary.
یک جشن در سطح ناحیه جشن سالگرد شهر را نمایانگری کرد.
the district-wide transportation plan aims to reduce congestion.
برنامه حمل و نقل در سطح ناحیه به منظور کاهش ترافیک میباشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید