disused

[ایالات متحده]/dis'ju:zd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیگر در استفاده نیست، رها شده

عبارات و ترکیب‌ها

disused building

ساختمان متروکه

disused railway

راه‌آهن متروکه

disused factory

کارخانه متروکه

جملات نمونه

they held an exhibition in a disused warehouse.

آنها یک نمایشگاه را در یک انبار متروکه برگزار کردند.

the company converted a disused cinema to house twelve machinists.

شرکت یک سینمای متروکه را به منظور اسکان دوازده مکانیک تبدیل کرد.

the canal is now disused and partly filled in.

کانال اکنون متروکه و تا حدی پر شده است.

they converted a disused cinema to house twelve employees.

آنها یک سینمای متروکه را به منظور اسکان دوازده کارمند تبدیل کردند.

It was in this room that he kept disused portmanteaus, battered japanned cases, and other lumber;and it was in this room that George Talboys had left his luggage.

در همین اتاق بود که او چمدان‌های بلااستفاده، جعبه‌های ژاپنی آسیب‌دیده و سایر الوارها را نگه می‌داشت؛ و در همین اتاق بود که جورج تالبویس وسایل خود را رها کرده بود.

a disused railway station

یک ایستگاه راه آهن متروکه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید