dogged

[ایالات متحده]/ˈdɒɡɪd/
[بریتانیا]/ˈdɔːɡɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان‌دهنده‌ی عزم پایدار یا پافشاری
Word Forms
قسمت سوم فعلdogged
زمان گذشتهdogged

عبارات و ترکیب‌ها

dogged determination

پشتکار و اراده

dogged pursuit

دنبال کردن پیگیرانه

dogged resistance

مقاومت سرسختانه

dogged perseverance

استقامت پیگیرانه

dogged loyalty

وفاداری سرسختانه

dogged focus

تمرکز پیگیرانه

جملات نمونه

the project was dogged by misfortune.

پروژه دائماً با بدشانسی همراه بود.

She dogged my footsteps.

او به دنبال من راه می‌رفت.

success required dogged determination.

موفقیت نیازمند پشتکار خستگی‌ناپذیر بود.

Police bird-dogged the suspect's movements.

پلیس به طور مداوم حرکات مظنون را ردیابی می‌کرد.

He was dogged by his misfortune.

او دائماً با بدشانسی همراه بود.

He achieved success through dogged persistence.

او با پشتکار فراوان به موفقیت دست یافت.

the twenty-nine-year-old has constantly been dogged by controversy.

آن جوان ۲۹ ساله دائماً با جنجال همراه بوده است.

the gaggle of reporters and photographers that dogged his every step.

گروهی از گزارشگران و عکاسانی که به هر قدم او می‌چسبیدند.

heart disease dogged his latter years.

بیماری قلبی سال‌های آخر او را تحت تأثیر قرار داد.

His dogged determination helped him to win the race.

پشتکار او به او کمک کرد تا مسابقه را ببرد.

He resumed his dogged effort.

او مجدداً تلاش خستگی‌ناپذیر خود را از سر گرفت.

I was quite impressed by her dogged determination to succeed.

من به طور قابل توجهی تحت تأثیر پشتکار او برای موفقیت قرار گرفتم.

Bad luck seems to have dogged our footsteps from the beginning.

به نظر می‌رسد بدشانسی از ابتدا به دنبال ما بوده است.

نمونه‌های واقعی

Busisiwe Mkhwebane has been dogged by accusations of political bias.

بوسیویو مکخبانه به اتهامات مربوط به جانب‌داری سیاسی مورد پیگرد قرار گرفته است.

منبع: BBC Listening Collection June 2022

But his time in office has been dogged by these controversies that that predate him.

اما دوران او در سمت مقام به این مناقشات که پیش از او وجود داشتند، مورد پیگرد قرار گرفته است.

منبع: Financial Times

It was dogged persistence once I got into it.

این پشتکار مداوم بود، زمانی که وارد آن شدم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Street luge helps get rid of the anxiety and the stress and depression that sometimes I'm dogged with.

اسکیت خیابانی به کاهش اضطراب، استرس و افسردگی که گاهی اوقات من با آنها دست و پنجه نرم می‌کنم کمک می‌کند.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Why, one could even describe those cat-human relationships as dogged.

چرا، می‌توان حتی آن روابط انسان و گربه را پیگیر توصیف کرد.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American September 2020 Collection

She’s been dogged in her pursuit of public corruption.

او در پیگیری فساد عمومی پیگیر بوده است.

منبع: Obama's weekly television address.

Yet almost immediately, allegations of collusion with Moscow dogged his presidency.

با این حال، تقریباً بلافاصله، اتهامات مربوط به تبانی با مسکو ریاست جمهوری او را مورد پیگرد قرار داد.

منبع: Newsweek

And so there's this kind of dogged determination to go forward with it.

بنابراین، این نوع اراده پیگیر برای ادامه آن وجود دارد.

منبع: NPR News May 2021 Compilation

Swastikas were dogged on memorials near Strasbourg. A similar attack took place nearby in December.

سوآستیکاها روی یادبودها در نزدیکی استراسبورگ پیگیری شدند. یک حمله مشابه در دسامبر در همان نزدیکی رخ داد.

منبع: BBC Listening Collection February 2019

But it was easy to die like a Turk, by a dogged decline.

اما مردن مانند یک ترک به دلیل زوال پیگیر آسان بود.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید