doggednesses

[ایالات متحده]/ˈdɒɡ.ɪd.nəs/
[بریتانیا]/ˈdɔɡ.ɪd.nəs/

ترجمه

n. کیفیت تعیین شده و پایداری

عبارات و ترکیب‌ها

doggednesses in pursuit

پشتکار در تعقیب

doggednesses of effort

پشتکار در تلاش

doggednesses in battle

پشتکار در نبرد

doggednesses of spirit

پشتکار در روحیه

doggednesses in adversity

پشتکار در سختی

doggednesses of will

پشتکار در اراده

doggednesses of character

پشتکار در شخصیت

doggednesses in learning

پشتکار در یادگیری

doggednesses of determination

پشتکار در مصمم بودن

doggednesses in sports

پشتکار در ورزش

جملات نمونه

her doggednesses in pursuing her goals inspired everyone around her.

پشتکار او در دستیابی به اهداف، الهام‌بخش همه اطرافیانش بود.

the team's doggednesses led them to victory against all odds.

پشتکار تیم، آن‌ها را با وجود تمام مشکلات به پیروزی رساند.

his doggednesses in research earned him a prestigious award.

پشتکار او در تحقیقات، جایزه معتباری را برایش به ارمغان آورد.

doggednesses are essential for overcoming life's challenges.

پشتکار برای غلبه بر چالش‌های زندگی ضروری است.

she faced criticism with doggednesses and determination.

او با پشتکار و قاطعیت با انتقادات روبرو شد.

his doggednesses in training paid off during the competition.

پشتکار او در تمرینات در طول مسابقه نتیجه داد.

the doggednesses of the volunteers made a significant impact on the community.

پشتکار داوطلبان تاثیر قابل توجهی بر جامعه داشت.

to succeed, one must cultivate doggednesses in the face of failure.

برای موفقیت، باید پشتکار را در برابر شکست تقویت کرد.

her doggednesses in solving the problem impressed her colleagues.

پشتکار او در حل مشکل، همکارانش را تحت تاثیر قرار داد.

doggednesses often distinguish successful leaders from others.

پشتکار اغلب رهبران موفق را از دیگران متمایز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید