dollface

[ایالات متحده]/ˈdɒlfeɪs/
[بریتانیا]/ˈdɑːlfeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی با چهره‌ای شبیه عروسک؛ چهره‌ای شبیه عروسک

عبارات و ترکیب‌ها

dollface smile

لبخند دل‌نشین

dollface beauty

زیبای دل‌نشین

dollface charm

جاذبه دل‌نشین

dollface look

ظاهر دل‌نشین

dollface eyes

چشم‌های دل‌نشین

dollface style

سبک دل‌نشین

dollface appearance

ظاهر دل‌نشین

dollface figure

اندام دل‌نشین

dollface hair

موهای دل‌نشین

dollface outfit

لباس دل‌نشین

جملات نمونه

she called her friend dollface during their chat.

او دوست خود را در طول گفتگو دلفیس صدا زد.

his nickname for her was always dollface.

لقب او همیشه دلفیس بود.

the artist painted a beautiful portrait of a dollface.

هنرمند یک پرتره زیبا از یک دلفیس کشید.

she wore a dollface expression when she was surprised.

وقتی تعجب می کرد، چهره دلفیس به خود می گرفت.

they often referred to her as dollface because of her charm.

آنها اغلب به دلیل جذابیت او به او دلفیس می گفتند.

he gave her a dollface smile that made her heart flutter.

او لبخند دلفیس به او زد که باعث شد قلبش تپش بگیرد.

the movie featured a character with a dollface look.

در فیلم شخصیتی با چهره دلفیس وجود داشت.

she dressed up as a dollface for the halloween party.

او برای مهمانی هالووین لباس دلفیس پوشید.

her dollface makeup was perfect for the photoshoot.

آرایش دلفیس او برای عکاسی عالی بود.

he affectionately called her dollface every time they met.

او هر بار که همدیگر را می دیدند، به محبت او را دلفیس صدا می زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید