domestic

[ایالات متحده]/dəˈmestɪk/
[بریتانیا]/dəˈmestɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به خانه یا خانواده; مربوط به کشور خود; اهلی یا کشت شده; اختصاص داده شده به وظایف خانگی.
Word Forms
جمعdomestics

عبارات و ترکیب‌ها

domestic animals

حیوانات خانگی

domestic flight

پرواز داخلی

domestic market

بازار داخلی

domestic demand

تقاضای داخلی

domestic product

محصول داخلی

gross domestic product

محصول ناخالص داخلی

domestic industry

صنعت داخلی

domestic economy

اقتصاد داخلی

domestic sewage

فاضلاب خانگی

domestic trade

تجارت داخلی

domestic consumption

مصرف داخلی

domestic violence

خشونت خانگی

domestic situation

وضعیت داخلی

domestic water

آب خانگی

domestic animal

حیوان خانگی

expand domestic demand

گسترش تقاضای داخلی

domestic service

خدمات داخلی

domestic sale

فروش داخلی

domestic garbage

زباله خانگی

domestic affairs

امور داخلی

جملات نمونه

This is domestic news.

این اخبار داخلی است.

domestic oil; domestic wine.

نفت داخلی؛ شراب داخلی.

the domestic fiscal crisis.

بحران مالی داخلی.

domestic and foreign news

اخبار داخلی و خارجی

expansive domestic economic policies.

سیاست‌های اقتصادی داخلی گسترده.

the inversion of the normal domestic arrangement.

معکوس شدن ترتیب داخلی عادی.

foreign and domestic policy are linked.

سیاست خارجی و داخلی به هم مرتبط هستند.

نمونه‌های واقعی

Its gross domestic product has risen tenfold.

تولید ناخالص داخلی آن ده برابر افزایش یافته است.

منبع: Listening Digest

We shone a light on domestic abuse.

ما بر روی آزار خانگی نور افکندیم.

منبع: Idol speaks English fluently.

Contrast these foreign goods with the domestic products.

این کالاهای خارجی را با محصولات داخلی مقایسه کنید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Eighteen domestic airlines are operating 187 domestic routes that connect 129 destinations in China.

هجده شرکت هواپیمایی داخلی 187 مسیر داخلی را که 129 مقصد در چین را متصل می‌کند، اداره می‌کنند.

منبع: CRI Online October 2020 Collection

Domestic donkeys are faced with abuse, neglect and abandonment.

خرهای خانگی با آزار، بی‌توجهی و رهاسازی مواجه هستند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

We don't have that really vibrant domestic leaning among domestic investors.

ما آن تمایل واقعی و پرجنب و جوش داخلی را در میان سرمایه‌گذاران داخلی نداریم.

منبع: Financial Times

Such reforms would also spur on a slowing economy by boosting domestic consumption.

چنین اصلاحاتی همچنین می‌تواند اقتصاد کندشونده را با افزایش مصرف داخلی تحریک کند.

منبع: The Economist - China

I pettishly asked her why she did not call a domestic to do it.

من با نارضایتی از او پرسیدم چرا یک خدمتکار را برای انجام آن صدا نکرده است.

منبع: American Original Language Arts Volume 4

This is not just a domestic trend.

این تنها یک روند داخلی نیست.

منبع: VOA Standard English_ Technology

And they're facing rising competition from domestic rivals.

و آنها با رقابت فزاینده‌ای از رقبای داخلی روبرو هستند.

منبع: CRI Online June 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید