household

[ایالات متحده]/ˈhaʊshəʊld/
[بریتانیا]/ˈhaʊshoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از افراد که در یک خانه زندگی می‌کنند، یک خانواده، یک خانوار
adj. مربوط به خانواده، استفاده شده در خانه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

household chores

کارهای خانه

household expenses

هزینه های منزل

household budget

بودجه منزل

household items

وسایل منزل

household appliances

وسایل منزل

household income

درآمد منزل

household goods

کالاهای خانگی

household appliance

وسایل خانگی

household registration

ثبت نام منزل

peasant household

منزل دهقان

household electrical appliance

وسایل برقی خانگی

household register

ثبت منزل

household registration system

سیستم ثبت نام منزل

household name

نام منزل

household consumption

مصرف منزل

household utensils

وسایل خانگی

household management

مدیریت منزل

household articles

وسایل منزل

household garbage

زباله خانگی

household service

خدمات منزل

household word

کلمه منزل

household expenditure

هزینه های خانوار

head of household

رئیس خانواده

جملات نمونه

the whole household was asleep.

کل خانواده در خواب بودند.

the izzat of the household was at stake.

آبروی خانواده در خطر بود.

Microsoft is a household name.

مایکرو سافت نامی آشنا در بین خانواده هاست.

riddance of household pests.

از بین بردن آفات خانگی.

superintend a household staff.

نظارت بر کارکنان خانگی.

keep within the household budget.

در محدوده بودجه خانگی بمانید.

households with dependent children.

خانوارهایی که دارای فرزندان وابسته هستند.

bore the brunt of the household chores.

او بیشتر مسئولیت کارهای خانه را به دوش می کشید.

Telephone is now a household necessity.

تلفن اکنون یک ضرورت خانگی است.

has become a household name.

تبدیل به نامی آشنا در بین خانواده ها شده است.

the entire household ran hither and thither.

کل خانواده این طرف و آن طرف دوید.

household servants who live in.

خدمتکاران خانگی که در آنجا زندگی می کنند.

household servants who live out.

خدمتکاران خانگی که بیرون زندگی می کنند.

the Lord C-(of the Household)

سرپرست (از خانواده).

a wagon loaded with household trumpery

یک واگن پر از وسایل غیرضروری خانگی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید