domineering attitude
حرفهای زورگو
The castle domineers the town.
قلعه بر شهر مسلط است.
a domineering person
یک فرد خودکامه
domineer over one's inferiors
برتری جویی بر افراد پستتر
Cathy had been a martyr to her gruff, domineering husband.
کتی قربانی همسر بداخلاق و خودکامه اش شده بود.
Many of her women friends also had domineering husbands.
بسیاری از دوستان زن او نیز شوهران خودکامه ای داشتند.
the article portrayed her as domineering by dropping quotes from her out of context.
مقاله او را به عنوان فردی خودکامه به تصویر کشید، با کنار گذاشتن نقل قولهایی از او خارج از متن.
submissive children can be cowed by a look of disapproval. Tobully is to intimidate through blustering, domineering, or threatening behavior:
کودکان مطیع میتوانند با یک نگاه ناپسند بترسند. زورگویی این است که از طریق خودنمایی، مسلطگرایی یا رفتار تهدیدآمیز ارعاب کنند:
domineering attitude
حرفهای زورگو
The castle domineers the town.
قلعه بر شهر مسلط است.
a domineering person
یک فرد خودکامه
domineer over one's inferiors
برتری جویی بر افراد پستتر
Cathy had been a martyr to her gruff, domineering husband.
کتی قربانی همسر بداخلاق و خودکامه اش شده بود.
Many of her women friends also had domineering husbands.
بسیاری از دوستان زن او نیز شوهران خودکامه ای داشتند.
the article portrayed her as domineering by dropping quotes from her out of context.
مقاله او را به عنوان فردی خودکامه به تصویر کشید، با کنار گذاشتن نقل قولهایی از او خارج از متن.
submissive children can be cowed by a look of disapproval. Tobully is to intimidate through blustering, domineering, or threatening behavior:
کودکان مطیع میتوانند با یک نگاه ناپسند بترسند. زورگویی این است که از طریق خودنمایی، مسلطگرایی یا رفتار تهدیدآمیز ارعاب کنند:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید